![]() |
![]() |
|
| سایت اخبار و اطلاعات معاونت آموزشی اداره آموزش و پرورش منطقه رومشگان |
|
آموزش و برنامهریزی آموزشي در کشورهای در حال توسعه نويسنده: Janos Timar استاد دانشگاه اقتصاد بوداپست ترجمه: تیمور بازوندی در فاصلهي زماني بين جنگ جهاني دوم تا كنون جهان دچار تحولات بسيار بزرگ و عميقي شده است. در نتيجهي اين تغييرات شگرف، نظام و ساختار آموزشي سنتي جهان نيز به صورت محسوسي متحول گرديده است. با توجه به افزايش قابل توجه در سطح فرهنگ عمومي و تحصيلات تخصصي جامعه، يكپارچهسازي و ادغام مستقيم علوم از طريق يك فرآيند مؤثر، معرفي سريع تكنيكهايي كه در مقايسه با تكنيكهاي شناخته شدهي پيشين بسيار پيچيدهتر بودند، در تمام فعاليتهاي اجتماعي و در همهي بخشهاي اقتصاد يك ضرورت به نظر ميرسيد. نبود آموزشهای تخصصی مبتني بر فرهنگ عمومی به مانعي براي توسعه اقتصادي، علمي و فني تبدیل شده بود. ارتباط اساسي میان توسعه اقتصادی و اجتماعی از يك سو و نظام آموزش و پرورش از سوي ديگر، كه براي يك دورهي طولانی به صورت نهفته وجود داشت، حالا به مرور زمان - به ویژه پس از ظهور دوره جديد صنعتي- آشكار ميگرديد. نبود ارتباط مناسب بین «مدرسه» و «زندگی» و در نتيجه واپسماندگی نسبی روشهای آموزشی و مطالب درسي در مقايسه با نیازهای عملی جهان معاصر، مشکل چندسالهاي است كه نظریههای آموزشی و روشهاي عملي آموزش با آن موجه هستند. با این حال، امروزه ما با یک پدیدهي كاملاً جدید روبرو هستيم که با آنچه پيش از اين وجود داست متفاوت است. امروز، روش آموزش سنتی و ساختار آن هم به لحاظ كمي و هم از نظر كيفي، در تضاد كامل با نیازهای زيربنايي اقشار اجتماع (توسعه نیروی کار و آموزش) است. موضوعي كه سبب واپسماندگي در عرصهي رقابتهاي اجتماعی و اقتصادی شده است. 'بحران آموزشي جهان' در ابتدا تا حدودي باعث ایجاد دغدغههایی شد و به اين نگرانيها دامن زد كه تخصصها و آموزشهاي حرفهای نه تنها قادر نخواهند بود تا اختلاف سطح آموزشي و تحصيلات موجود در سطح اجتماع را از ميان بردارند، بلكه نميتوانند يك پاسخ منطقي و راهحل مستدل نيز براي حل اين مشكل ارايه كنند. آموزش و پرورش را نمیتوان مسئول اصلي این وضعیت باشد. بر اين اساس، سهم آموزگاران به عنوان بخشي از مجموعه آموزش و پرورش بسيار ناچيز خواهد بود. نظامهای نوين آموزشي، به ویژه در آغاز روند صنعتی شدن، و تا حدودي بعد از اين دوره، تخت فشار ناشي از نيازهاي اجتماعي و اقتصادي دارای رشد و جهش کم و بیش خوبي بودهاند. بهترين دليل براي اثبات اين ادعا هم آن است كه كارشناسان آموزشي آن دوران نیازهای اجتماعی و كمبودهاي آموزشي زمان خود را با سرعتي قابل قبول تشخيص داده و با ابداع الگوهای نوین در زمينهي آموزش، برنامهریزی درسی و روشهاي يادگيري، براي جبران اين كمبودها اقدام نمودند. تغيير و تحولاتي كه در دهههاي اخیر بوجود آمد نقطهي عطفي بود كه به ايجاد تحولات سریع و عمیق در ساختار سیاسی، اقتصادی و فنی جهان منجر شده است. آموزش و پرورش هیچ چارهای نداشت جز اينكه نظام آموزشي خود را به صورت آگاهانه، علمي و روشمند گسترش دهد تا بتواند با این تحولات سازگار شود. «بحران جهانی آموزش» در تمام نقاط جهان به يك صورت معين و يكسان اتفاق نيفتاد. به همين دليل، حل كردن آن هم به روشها، ابزارها و معيارهاي متفاوتي نياز دارد. قبل از جنگ جهانی دوم، کشورهای پیشرفته سرمایهداری، بیسوادی را در ميان توده مردم از بين برده بودند و با توسعه آموزش عمومی و پايهگذاري نظامهاي آموزشی كارآمد، زمينه را براي تربيت متخصصان لازم نه تنها در امر توليد بلكه در امور مدیریتی، و نظارتی فراهم كرده بودند. با این حال، وضعیت اقتصادی و توسعه پرشتاب صنعت و به دنبال آنها بروز جنگ جهانی دوم، باعث افزایش چشمگیر تقاضا برای متخصصان علمی و كارشناسان فنی گرديد.[1] ظرفیت محدود نظام آموزشي در اين دوران، قادر نبود تا به اين تقاضاها پاسخ داده و نیاز جوامع به افراد آموزشديده و ماهر برآورده نمايد. به همین دلیل بود كه توسعه سریع امکانات آموزشی به عنوان يك اصل انكارناپذير مطرح شد و مورد توجه قرار گرفت. با توجه به وجود زیرساختهای لازم براي محقق شدن اين خواسته، براي رسيدن به اين هدف هیچ مانع غیرقابل عبوري وجود نداشت. علاوه بر این، کشورهای پیشرفته سرمایهداری، تعداد زیادی از کارشناسان کشورهای کمتر توسعه یافته را جذب كردند. برای کشورهایی که همتراز با نظامهاي سوسیالیستی در حال توسعه بودند، بحران آموزشي به صورت كمبود كاركنان ماهر و فني نمايان گرديد و پر واضح است كه راه حل اين بحران نيز ماهيتاً با آنچه در ديگر كشورها بايد اجرا ميشد، كاملاً متفاوت بود. به جز یک یا دو استثنا (چکسلواکی و جمهوری دموکراتیک آلمان) اقتصاد این کشورها در ابتدای توسعه سوسیالیستی خود بر اقتصاد کشاورزی بنا نهاده شده بود و به لحاظ صنعتي همتزار با كشورهاي توسعهنيافته بودند. به هر حال، به دلیل ساختار اقتصاد اين كشورها و یا در نتيجه ميزان استعداد، نبوغ و بالندگي آنها، بسیاری از كشورهاي مذكور فاصله خود را با 'کشورهای در حال توسعه' كمتر كرده و از ایالات متحده آمريكا يا کشورهای اروپای غربی دورتر شدند. در چنين شرایطي، هدف اصلی از توسعه اقتصادی اين كشورها، برطرف كردن فقر، تنگدستي و بيكاري باقيمانده از قبل در كوتاهترين زمان ممكن و سپس سرعت بخشیدن به رشد اقتصادی و صنعتی و به طور کلی، مدرنیزه کردن تمام بخشهای اقتصادی، به ویژه بخش کشاورزی بود. نوسازی و مدرنيزه كردن اقتصاد، بيش از هر چيز ديگري به تعداد زیادی مهندس مجرب، كارشناس فني و کارگر ماهر در کوتاهترین زمان ممکن نياز دارد. به همین دلیل بود كه در كشورهاي سوسياليستي از همان ابتدا یکی از وظایف ضروری دستگاههاي برنامهریزی، تمركز بر آموزش و پرورش و به خصوص توسعه وسيع و گستردهي مراكز علمی و فنی بوده است.[2]در عین حال، بالا بردن سطح عمومی فرهنگ جامعه در اسرع وقت يك ضرورت انكارناپذير بود. در این کشورها تنها طبقات ثروتمند و متوسط كه وابسته به قدرت بودند، به نوعي داراي تحصيلات عاليه بوده و از يك فرهنگ مدرن برخوردار بودند. مشکل 'جهان سوم'، به عنوان کشورهای در حال توسعهي مستقل كه زير سلطه استعمار نبودند، اساساً با 'بحران' آموزشی کشورهای صنعتي داراي نظام سرمایهداری متفاوت بود. وضعیت کشورهای در حال توسعه، از چند جهت مشابه وضعیت اولیه کشورهای اروپایی که در حال حاضر نظام سوسیالیستی دارند، بود. ولي كشورهاي جهان سوم براي رسيدن به توسعهيافتگي با مشكلات خيلي بیشتري رو به رو بودند. روشن است كه غلبه بر اين مشكلات نياز به زمان طولانيتري دارد. پرداختن به این مشکلات، موضوع مقالات و نوشتههاي بسياري بوده است كه پيش از اين منتشر شدهاند. آنچه ما در اين مقاله به آن خواهيم پرداخت، ذکر برخی از صفات مشخصه كشورهاي در حال توسعه ميباشد. از جملهي اين ويژگيها ميتوان به بیسوادی فراگير جامعه؛ فقدان تقريباً كامل قشر روشنفکر ملی كه بتواند جهتگيري و سياستگزاري جامعه در امور مهمي مانند سرمایهگذاری، تولید و مدیریت تعيين نمايد؛ نبود دانش مورد نیاز برای نوسازی و مدرنيزه كردن تولید در بخش کشاورزی که براي تعداد بسياري از مردم جامعه كار ايجاد ميكرد؛ و موارد مشابه اشاره نمود. كمبود آموزگار و توسعه محدود نظامهای آموزشی مانع پيشرفت اين جوامع و پر شدن سریع شکاف عميقي بود كه بين فرهنگ عمومی مردم و فرهنگ قشر تحصيلكرده وجود داشت. به خصوص در آفریقا، و همچنین در بسیاری از مناطق آسیا، هم تعداد موسسات آموزشي بسيار كم بود و هم فعاليتهاي آموزشي اين مؤسسات به طور تبعيضآميزي بين بخشهاي کشاورزی و فنی- صنعتي تقسيم شده بود، به گونهاي بخش صنعت سهم خيلي بيشتري از اين آموزشها را به خود اختصاص ميداد. در اوایل و در طول دههي 1950، این کشورها تلاش بسیار زیادي كردند تا در حوزهي آموزش عمومی به سطح مطلوبي دست يابند. توسعه و گسترش امكانات و ابزارهاي آموزس در تمام سطوح آموزش و پرورش و ديگر مراكز آموزشي اتفاق افتاد. نظام آموزشی که امروز در کشورهای پیشرفته صنعتی وجود دارد، طی یک دورهي 100 یا 150 سال ساخته شده است. با توجه به طرحهای آموزشي بلندپروازانه کشورهای در حال توسعه و كمك نهادهای بین المللی به اين كشورها، در يك دورهي بيست تا سي ساله، پيشرفت و توسعهاي كاملاً مشابه یا حداقل بخش بزرگی از اين توسعه در كشورهاي جهان سوم به وقوع پيوست.[3] در اين طرح توسعه و اقدامات مرتبط با آن، ویژگیهای خاص ملت هر کشور لحاظ شد، اما نكتههاي مهمي كه در اين مقاله بدانها اشاره ميشود، ویژگیهای کلی و بنيادي درستي است که اين برنامه در ماهيت خود داشته و سبب شده است كه پیشرفت مناسبي صورت گرفته و ميتواند همچنان ادامه يابد. اين ويژگيها ميتواند پايه و بنياني براي نظام آموزشي كشورهاي در حال توسعه باشد. بر اساس تجربهاي كه تا به امروز حاصل شده است، ما به شرح اقداماتي ميپردازيم كه اجراي آنها اهمیت ویژهای داشته و بسيار سودمند: · جهتگيري و توسعه نظام آموزشی و آموزش يكي از وظایف دولت بوده و سازمانهای دولتی نیز هماهنگی و نظارت بر فعالیتهای موسسات آموزشي وابسته به کلیساها و سایر نهادها را انجام دهند. · توسعهي آموزش بر اساس سياست كلان و برنامهي راهبردي آموزش انجام شود كه با ديگر سیاستهای اقتصادی و اجتماعی کشور هماهنگ است. بر این اساس، مقامات و مسئولان برای تنظیم و توسعه آموزش متناسب با نيازهاي اجتماعی و اقتصادی تلاش ميكنند. مهمترين و بنياديترين ابزار برای اجرای سیاستهای آموزشی، برنامهریزی است. ایدهي يك استراتژي توسعهاي نیاز به برنامهي زمانی مناسب دارد. به همين دليل است كه برنامهریزی آموزشی و برنامهریزی براي تأمين نیروی انسانی مورد نياز اين برنامه، بايد در يك دوره زمانی طولانی صورت گيرد. طول اين دوره، به طور معمول بين 15 تا 20 سال است. بخش زیادی از منابع مالی لازم برای طرح توسعه آموزشي، از بودجه ملی تأمين ميشود و به همين دليل ضروري است به گونهاي به مصرف برسد كه از يك سو داراي بهرهوري و اثربخشي بالا بوده و از سوي ديگر از هدر رقتن آن جلوگيري شود. کشورهای در حال توسعه برای تدوين و اجرای برنامههای آموزشی خود، از نهادهای بینالمللی، به ویژه یونسکو و سازمان بین المللی کار (ILO)، و نیز برخی از کشورهای داراي اقتصاد پيشرفته در چارچوب موافقتنامههای دوجانبه كمك دريافت ميكنند. اين کمکها نه تنها شامل منابع مادی ميشود، بلکه شامل مشاوره در مورد مسائل فنی، همکاری در تهیه و اجرای طرح ها و آموزش معلمان و متخصصان نيز ميگردد. با وجود اشكالات و كاستيهاي بسیاری که ممكن است در این روند توسعهاي وجود داشته باشد (و ما در بخشهاي بعد به آنها اشاره خواهيم كرد)، يك نكته روشن و شناختهشده آن است كه چنين فرآيندي ميتواند برنامهاي عملی و قابل اجرا در بسیاری از کشورهای در حال توسعه باشد. بر اين اساس، کشورهای مستقل که در طول دو دهه گذشته پایههای نظام آموزشی ملی خود را پيريزي و تقويت كردهاند، شبکه ای از موسسات آموزشی ایجاد نموده، تشكيلات نظارتي در سطوح محلی و ملی تأسيس كرده، و در نهایت، تعداد زيادي كارشناس كه در سطح ملي قادر به هدایت تشكيلات اداری بودند را تربيت كردند. ما نمیخواهیم در اين مطالعه با تمرکز در کاستیها و بزگنمايي خطاهايي که ممکن است در طی این دوره رخ داده باشد، تايج حاصل از آن را به حداقل برسانيم. با اين حال، شناخت اين نارسائيها و يافتن راهي براي مبارزه با آنها، یکی از پیش شرط اصلی است تا اطمینان حاصل کنيم که آموزش و پرورش در آینده به طور کامل هماهنگ با توسعه اقتصادی و اجتماعی توسعه خواهد يافت. از این نقطه نظر، در ادامه به بررسي درسهايی ميپردازيم كه از اين مطالعه خواهيم گرفت: تهيهكنندگان برنامههاي آموزشي در ابتداي دوره اولیه استقلال، به نحو مبالغهآميزي از امکانات کمی موجود برای توسعه آموزش سخن ميگفتند كه البته در مواردي اين مبالغه تا حدودي ضروري مينمود. در نتیجه همين مبالغهآميزي بود كه پروژههاي آموزشي نيز مانند ديگر پروژههاي اقتصادی و اجتماعی كه بر اساس ارزيابيهاي واقعبينانه تعريف نميشوند، مطابق با برنامه پيش نرفته و سطح آموزش و پرورش در بسیاري از موارد پایینتر از آنچه طراحي شده بود، باقي مانده است. در نتيجه، نظام كنوني آموزش و پروش نه تنها پاسخي به برخي نیازهای حال حاضر جامعه نميدهد، بلكه در آينده براي نیازهاي روزافزوني كه به سرعت در حال افزایش هستند، نيز راهحلي ارايه نخواهد كرد. پایه های نظام آموزشی از دوره استعمار به ارث رسيده بودند و مشخصهي آنها عقبماندگی آنها بود. توسعه بلند مدت به اندازه کافی این ساختار ناعادلانه و منسوخ را اصلاح نكرد. این موضوع یکی از دلایل اصلی برای این واقعیت است که بخش علوم انساني آموزش و پرورش هنوز هم بخش غالب است. بخشهاي علمی و فنی آموزش و پرورش خيلي عقب ماندهاند و تا رسيدن به موقعيتي كه بتوانند نيازهاي جامعه را برآورده سازند، راه زيادي را پيش رو دارند. در آموزش عالی و متوسطه، نیاز مبرم به عدالت اجتماعی و همينطور انتخاب نيروي انساني جوان و توانمند برای پشتیبانی و اجراي برنامههاي توسعه به قدر كافي مورد توجه قرار نگرفت. اين واقعيت كه بين دانشآموزان (و يا به نحو بارزتري بين خانوادههاي آنها) چه از نظر درآمد و چه از لحاظ رفاه تبعيض وجود داشت و امكانات مادي و نيز بورسيههاي آموزشي به نحو عادلانهاي توزيع نميشد، تنشهای جدي اجتماعی در این کشورها بوجود آورد. به همین دلیل حضور در مدرسه و مراكز آموزشي موجب پیشرفت همهي اقشار اجتماعی و لایههای بسیار گسترده جمعیتي نميشد و در نتيجه نميتوانست زمينهساز توسعه فرهنگي فرزندان دهقانان و کارگران باشد. سطح آموزشي مراكز تربیت معلم پايين است و آموزش ضمن خدمت به طور خاص ناكافی بوده و در برخی از کشورها به طور كامل وجود ندارد. بنابراین برخی از معلمان، به ویژه کسانی که در مقطع ابتدایی تدريس ميكنند، از حداقل توان و دانش لازم براي آمزش برخوردار نيستند. در نتیجه، چنين نظام آموزشی مبتنی بر پایههای لرزاني خواهد بود كه ناپايداري و غيرقابل اعتماد بودن آن را بيشتر از ميزان متعارف خواهد كرد. در مقایسه با آموزش و پرورش و آموزشهاي تخصصی ويژهي جوانان، آموزش بزرگسالان در درجهي دوم اهميت قرار ميگيرند. در این کشورها ، هدف از «آموزش و پرورش مادام العمر برای بزرگسالان» و نقشي كه این نوع آموزش در اين جوامع دارد، مشخص نیست زيرا اين روشها هنوز در مراحل ابتدایی خود هستند. در نهایت ، صرف نظر از اشتباهات و کاستیهاي موجود و يا بالاتر از آنها پيامدهاي حاصل از این نارسائيها، به اين نكته بايد اشاره نمود كه کمکهای نهادهای بین المللی و مهمتر از همه كمكهايي كه توسط كشورهاي ثروتمند داده ميشود هنوز هم بسيار از نیازهای جهان سوم است. كمكها و سرمايههاي هزينه شده براي توسعه سیستم آموزش و پرورش و آموزش در این کشورها بسيار ناچيز خواهند بود، به ویژه اگر آنها را با ثروت و سودي كه كشورهاي استعمارگر در طول قرن گذشته از قبل اين كشورها بدست آوردند، مقايسه كنيم. بد نيست اضافه كنيم که حتی امروز كشورهاي قدرتمند سرمایهداری، سهم زيادي از سود و درآمد خود را با استفاده از روش های جدید (در قالب تجارت، شركتهاي چند مليتي و مانند آنها) از کشورهای در حال توسعه بدست ميآورند. در این جا بد نيست به يك نكتهي جالب هم اشاره شود: دهها هزار نفر از جوانان جهان سوم در دانشگاهها و دیگر موسسات آموزش عالي کشورهای پیشرفته سرمایهداری مشغول به تحصيل هستند، اما در حقيقت این موضوع را نبايد كمك كشورهاي پيشرفته به كشورهاي در حال توسعه فرض كرد؛ بلكه برعكس نتيجه اين كار كمكي است كه كشورهاي كمتر توسعه يافته در قالب پديدهي 'فرار مغزها' به كشورهاي تراز اول ميكنند. مواردي كه در بالا به آنها اشاره شد، در همه كشورها اثرات مشابهاي نداشتهاند. بويژه نبايد اثر هيچ يك از اين عوامل را به طور مستقل در نظر گرفت بلكه تنها بايد آنها را با هم و با روابط متقابل بينشان بررسي نمود.
ترجمه: آموزش و برنامهریزی آموزشي در کشورهای در حال توسعه نويسنده: Janos Timar استاد دانشگاه اقتصاد بوداپست
استاد :دکتر علیرضا عصاره
گرد آورنده:تیمور بازوندی دانشجوی ارشد برنامه ریزی [1]- این امر به وضوح از مباحثي كه در اولین كنفرانس بزرگ بین المللی کشورهای پیشرفته سرمایهداری مطرح گرديد قابل درك است. رجوع كنيد به: Forecasting Manpower Needs for the Age of Science, OECD, 1959. [2] - براي نمونه مراجع زير را ببينيد: Komarov, Ekonomiceskije osnovy Podgtovki Specialistov dlja Narodnogo Hozjajstva, Moskva, 1959. János Timár, ‘Inter-relation between Manpower Needs and Planning the Development of the Educational System’, Periodica Polytechnica, Vol. 7, No. 1, 1963, Polytechnical Univ. Budapest. [3]- رجوع كنيد به: Conference of African States on the Development of Education in Africa, Paris, Unesco, 1964, 323 p.; Report of Meeting of Ministers of Education of Asian Member States Participating in the Karachi Plan, Tokyo, 1962, 88 p. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390ساعت 9:23 توسط تیمور بازوندی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1390 دی 1390 آذر 1390 مرداد 1390 اردیبهشت 1390 |
|
RSS
|