X
تبلیغات
معاونت آموزشی اداره آموزش پرورش رومشگان
سایت اخبار و اطلاعات معاونت آموزشی اداره آموزش و پرورش منطقه رومشگان
با سلام واحترام  خدمت طالبان علم - در مورد

ارزیابی درونی آموزش و پرورش  سه مقطع

 مقالات و پایان نامه های خود را به دوستداران علم (این وبلاگ )بسپارید تا علم شما را در آموزش و پرورش لحاظ کنیم.  

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 9:45  توسط تیمور بازوندی | 

برنامه ریزی درسی تعطیلات عید نوروز

تعطیلات عید نوروز هرساله برای داوطلبان کنکور مورد توجه است. بهطوری که بسیاری از داوطلبان و دانشآموزان که در طی ماههای گذشته کم کاری کردهاند, به امید جبران تمام عقبافتادگیها در تعطیلات عید، همهی روزهای اسفند را هم به انتظار مینشینند و بهعبارتی دست از کار میکشند! حال ببینیم بهراستی تعطیلات عید کارساز است و آیا تا این حد ارزشمند و تعیین کننده است و اگراین گونه است چگونه باید از آن استفاده نمود. 

تعطیلات نوروز در بهترین حالت بین  14 تا 16 روز است و با تعطیلی مدارس و کلاسهای آموزشگاه برای اکثر داوطلبان و دانشآموزان موقعیت فوقالعادهای جهت رفع مشکلات درسی به نظر میرسد. اما واقعیت اینجاست که عید بیشتر به جهت موقعیت زمانی , یک نقطهی عطف است و افرادی که در این برههی زمانی جهت حرکت خود را اصلاح میکنند، در ادامهی مسیر(سه ماه باقیمانده) وضعیت بهتر و مساعدتری دارند. به همین دلیل داوطلبان سالهای گذشته که در این زمان تغییری در فعالیتهای خود ایجاد کرده و نتیجهی قابل قبولی گرفتهاند، از عید و بعد از آن به خوبی یاد میکنند و دانشآموزان و داوطلبان فعلی را هم به دوران عید متوجه میسازند.

قطعاً میپذیرید که در 14یا حتی 16 روز نمیتوان فعالیت شگرف و عجیبی در حیطهی منابع مطالعاتی متعدد و پرحجم کنکور انجام داد. اما اصولاً افرادی که از همین دورهی زمانی دو هفتهای خوب استفاده مینمایند، در هر شرایط درسی، به جمعبندی تمام منابع مطالعاتی خود تا آخر فروردین یا نیمه ی اردیبهشت ماه امیدوار میشوند. همین امیدواری و روحیهی مضاعف سبب میشود که این داوطلبان در روزهای آخر فروردین ماه که وقت آزادتری (به دلیل اتمام اغلب درسها و کلاسها) نصیب شان میشود با توان مطالعاتی بیشتری فعالیتهای درسی شان را به پیش میبرند.

در مقابل عدهای هم که به دلایل مختلف اعم از: خستگی روحی و روانی، تنبلی، مسافرتهای بیمورد و یا بیبرنامگی , این تعطیلات مؤثر را از دست میدهند، در نهایت ناامیدی و افت توان روحی و احساس شکست و بیانگیزگی , فروردین، اردیبهشت و خرداد را هم به راحتی از دست میدهند و چنین افرادی با هر تلاش و سابقهی درسی نتایج بدی کسب میکنند. به همین دلیل و با توجه به این شرایط , عید با تمام زمان محدود و مشخص خود میتواند تا حد قابل توجهی مؤثر و حتی تعیین کننده باشد.

تعطیلات عید و استراحت

همه موافق هستند که در عید داوطلبان نیاز به استراحت دارند. اما این استراحت باید با نوعی دوراندیشی همراه باشد تا تجربیات ناخوشایندی که هرساله گریبانگیر بسیاری از داوطلبان میشود، برای شما رخ ندهد. پیشنهادات مختلفی برای مطالعه و استراحت ارائه شده که به 2 بخش کلی تقسیم میشوند:

الف)اول استراحت بعد مطالعه: در این شیوه افراد روزهای ابتدایی تعطیلات را به استراحت و مسافرت اختصاص میدهند و سپس ادامهی تعطیلات و روزهای باقیمانده را صرف درس و مطالعه میکنند. اشکال این شیوه آن است که اگر فرد در روزهای آخر وقت کافی برای اتمام برنامههای مطالعاتی و سرفصلهای درسی خود نداشته باشد، جای جبرانی در تعطیلات ندارد و از همه مهمتر اگر به موقع استراحت و سفر خود را به پایان نبرد و یا خستگی سفر اجازهی شروع به موقع کار مطالعاتی را ندهد، برنامهی درسی به هم خواهد ریخت. در ضمن اینکه جدایی چندین روزه از درس و مطالعه , توانایی مطالعاتی فرد را کاهش میدهد و بازگشت به ساعت مطالعهی 10تا12 ساعت در روزهای تعطیل , کار سادهای نخواهد بود. پس این شیوه چندان قابل اعتماد نیست و خطر بالایی دارد.

ب)اول مطالعه , بعد استراحت: در این شیوه میتوان روزهای ابتدایی تعطیلات را به اجرای برنامهی مطالعاتی پرداخت و در اتمام کار, به استراحت و سفر پرداخت. این تئوری بهتر از روش اول است اما در برخی از مواقع داوطلبان را خسته میکند چراکه این افراد حتی روزهای عید را هم به مطالعه میپردازند و در مهمانیها و رفت و آمدها شرکت نمیکنند و این فعالیت مداوم , هم خسته کننده است و هم فشار روحی-روانی زیادی برای فرد دارد. در این روش هم باز شروع مطالعه با توان قبلی بعد از استراحت چندین روزه (در آخر تعطیلات عید) سخت و دشوار است.
که شما میتوانید متناسب با ویژگیها و شرایط خود یکی از این دو حالت را انتخاب کنید.

برنامهی مطالعاتی عید

همانطور که قبل هم اشاره کردیم  ,تعطیلات عید، زمان دورهی درسهای پایه ی سوم است. برای مثال میتوان گفت، تعطیلات عید به مثابه زمانی است که برای مسافرتی آماده شدهاید و قبل از سوار شدن به وسیلهی نقلیهی خود , تمام وسایل سفر را بار دیگر بررسی مینمائید تا چیزی بهجا نمانده باشد.با توجه به اینکه در امتحانات ترم اول دروس پیش دانشگاهی را جمع بندی نموده اید (و حتی اگر اینکار را انجام نداده اید, در اردیبهشت ماه فرصت کافی برای اینکار خواهید داشت) و نیز در امتحانات ترم دوم هم دروس پیش دانشگاهی 2 را دوره خواهید کرد , پس می توان گفت که دوران مطالعاتی نوروز بهترین زمان برای جمع بندی و مطالعه ی دروس پایه سال سوم است

مسلم است که مرور جزوهها و کتابهای درسی و بهتر از آنها خلاصههای دروس مختلف , در اولویت است ولی تستزنی از فعالیتهایی است که در تعطیلات عید بسیار بسیار مهمتر از قبل است و باید جدیترین فعالیت مطالعاتی شما باشد. پیشنهاد میکنیم در این زمان به منابع کمکآموزشی و تستزنی قبلی خود رجوع کنید و فقط در مواردی از کتابهای جدید تستی استفاده نمایید که منابع تستی قبلی خود را بارها دوره کرده و مسلط شدهاید. توجه اغلب داوطلبان در تعطیلاتبه درسهای اختصاصی است اما باید بدانیم که در آزمونهای بعد از عید که حجم درسها بیشتر میگردد و آزمون به سمت جامع شدن پیش میرود و حجم درسها بهویژه عمومیها زیاد میشود, درصد درسهای عمومی (مانند کنکور سراسری) افت میکند و تأثیر این درسها به مراتب بیشتر از آزمونهای مقطعی و مرحلهای میگردد.
 
به همین سبب تئوری کنار گذاشتن درسهای عمومی در تعطیلات عید, اصلا صحیح نیست. ادبیات و دین و زندگی مجموعاً شامل حدود 200 درس هستند و عدم مطالعهی آنها, به معنی آن است که فرد هفتههای متوالی در اردیبهشت را باید صرف مطالعهی آنها نماید و این خود یعنی کنار گذاشتن برخی دروس اختصاصی که در عید مطالعه شده است.

پس علاوه بر تستزنی مداوم در عید، عمومیها را هم مثل سابق در برنامهی خود بگنجانید. حتی عدهای بر این عقیدهاند که به دلیل حجم کم درسهایی مثل عربی عمومی و زبان عمومی, باید آنها را در تعطیلات عید به اتمام رساند و با زدن تست جامع (مشابه سؤالات کنکور و با همان بودجه بندی) در این دو درس نه تنها تسلط بر آنها را افزایش داد بلکه فرصت بهتری برای مطالعهی ادبیات و دین و زندگی در ماههای بعد ایجاد نمود. توجه داشته باشید عربی و زبان جزو معدود درسهایی بودهاند که در چند سال اخیر در کنکور سراسری درصد100 در آنها توسط داوطلبان کسب شده است

به این ترتیب میتوان امید داشت تعطیلات عید به بهترین وجه مورد استفاده قرار گیرد حتی اگر در آن از مسافرت طولانی و چندین روزه خبری نباشد

به امید موفقیت  بازوندی

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 9:17  توسط تیمور بازوندی | 
با سلام خدمت کلیه خوانندگان از  جمله  فرهنگیان ،اولیا محترم ،دانش آموزان

لازم است در مورد تحول بنیادین و طرح ۶-۳-۳ مطالبی عرض نمایم این طرح طبق دستور رهبر معظم انقلاب و تلاش پیگیر ی وزیر محترم آموزش و پرورش با حضور ۵۰۰نفر از کارشناسان خبره انجام شده در راستای تعلیم و تربیت اسلامی  مطالبی عرض نمایم /

تحول بنیادین در نظام آموزش و پرورش مبتنی بر آرمان‌های بلند نظام اسلامی باید معطوف به چشم‌اندازی باشد که در افق روشن 1404، ترسیم‌گر ایرانی توسعه یافته با جایگاه اوّل اقتصادی، علمی و فن‌آوری در سطح منطقه با هویتی اسلامی انقلابی، الهام بخش جهان اسلام همراه با تعاملی سازنده و مؤثر در عرصه روابط بین المللی است.

هر چند در سه دهه گذشته تلاشهای وافر و قابل تقدیری از سوی مسئولان و دست اندرکاران نظام تعلیم و تربیت برای بهبود و اصلاح نظام آموزشی کشور به عمل آمد که خوشبختانه نتایج مثبت و مفیدي نیز بر جای گذاشته است لیکن هنوز آموزش و پرورش با چالش‌های جدی روبرو است و برونداد آن در طراز جمهوری اسلامی ایران و پاسخ گوی تحولات محیطی و نیازهای جامعه نمی‌باشد‌. از اين رو تأکیدات حکیمانه رهبر فرزانه انقلاب اسلامی مبنی بر ضرورت تحول بنیادی در آموزش و پرورش با تکیه بر فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی– ایرانی وتدوين الگويي اسلامي- ايراني براي تحول و پرهیز از الگوهای وارداتی‌، کهنه و تقلیدی محض، چراغ راه برون رفت از چالش های نظام آموزشی كشور می باشد.

 

سرانجام در پرتو عنايات الهي و توجهات ائمه معصومين (ع) و با تلاش خستگي ناپذير دست‌اندركاران و همراهي قريب به 500 نفر از پژوهشگران، صاحبنظران حوزه و دانشگاه، كارشناسان و مديران آموزش و پرورش «بسته سند ملي آموزش و پرورش» براي دستيابي به تحول بنيادين در آموزش و پرورش و پاسخگويي به مطالبات مقام معظم رهبري شامل اسناد زير تدوين و به مراجع ذي ربط جهت تصويب تقديم شد:

            1- فلسفه تربيت در جمهوري اسلامي ايران

            2- فلسفه تربيت رسمي و عمومي در جمهوري اسلامي ايران

            3- رهنامه نظام تربيت رسمي و عمومي در جمهوري اسلامي ايران

            4- سند تحول راهبردي نظام تربيت رسمي و عمومي جمهوري اسلامي ايران

 

از همکاران و اولیا محترم دانش آموزان درخواست می شود برای اطلاع از این تحول بنیادین با ما در ارتباط باشند تا مسائل و مشکلات آنان  را در این راستا حل نماییم.

 

 

 

 

 

 

 

مقام معظم رهبري:

·   ما در آموزش و پرورش احتياج به تحول داريم.

·   آموزش و پرورش كنوني کشور ما، ساخته و پرداخته فکرما وبرنامه هاي ما وفلسفه ما نيست، بناي کار بر آن فلسفه اي نبود که ما امروز دنبال آن هستيم.

·   تحول يك كلمه است. لكن در پشت اين وجود لفظي، در پشت اين كلمه، يك دنيا كار نهفته است .

·   بهترین و برجسته ترین فکر ها   باید بنشینند برای آموزش و پرورش طراحی کنند  باید فلسفه آموزش و پرورش اسلامی واضح باشد و بر اساس این فلسفه افق آینده آموزش و پرورش کشور روشن باشد   معلوم باشد  ما  دنبال چه هستیم و کجا  می خواهیم  برویم  و   بر اساس آن خط کشی بشود، برنامه ریزی بشود    و راهها مشخص بشود.  ما  به این احتیاج داریم ،آموزش و پرورش باید از  روز مرگی بیرون بیاید.   این اساس حرف است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 13:26  توسط تیمور بازوندی | 
 

الگوي اعتبارسنجي از دو قسمت تشكيل مي‌شود:

الف) ارزيابي دروني

 ب) ارزيابي بروني.
به وسيله ارزيابي دروني، كيفيت عوامل تشكيل‌دهندة نظام (برنامه، سازمان يا مؤسسه) به
وسيله خود اعضاي تشكيل‌دهنده نظام ارزيابي مي‌شود. سپس گزارش ارزيابي دروني تدوين
مي‌شود. مراحل اجراي ارزيابي دروني چنان است كه دست‌اندركاران نظام (برنامه) به قوت‌ها،
ضعف‌ها، فرصت‌ها و تهديدهاي نظام پي مي‌برند. سپس با مشاركت به برنامه‌ريزي براي بهبود
كيفيت مي‌پردازند. هدف ارزيابي دروني به اين شرح است:

·            برانگيختن دست‌اندركاران نظام (برنامه) براي مشاركت در بهبودي آن

·            كمك‌كردن به "خودتنظيمي" امر و نظام

·     بهبودبخشيدن به كيفيت نظام.

انجام ارزيابي دروني در نظام آموزش پزشكي ايران با اجراي آزمايشي طرح ارزيابي دروني در شش گروه آموزشي در دانشگاه‌هاي علوم پزشكي كشور در سال 1375 آغاز شد. نتايج حاصل نشان داد كه ارزيابي دروني در شرايط فرهنگي ايران نيز به بهبود كيفيت مي‌انجامد. بر اين اساس نزديك به 30 گروه آموزش پزشكي داخلي در دانشگاه‌هاي علوم پزشكي كشور به اجراي ارزيابي دروني همت گماشتند.

در فرآيند ارزيابي دروني ابتدا بايد عوامل مورد ارزيابي و سپس ملاك‌هاي مربوط به آنها را درباره نظام (برنامه) مشخص كرد. در آموزش عالي عوامل مورد ارزيابي عبارتند از:

·     جايگاه سازماني، سازماندهي، تشكيلات و مديريت

·     وضعيت يادگيرندگان

·            دوره‌هاي آموزشي مورد اجرا

·            فرآيند ياددهي – يادگيري

·     دانش‌آموختگان.

اين پنج دسته عوامل شامل درونداد، فرآيند و برون‌داد نظام است.بطور كلي، در انجام ارزيابي دروني در يك واحد آموزش عالي مراحل زير طي مي‌شود (بازرگان و همكاران، 1379):

1- آشنايي اعضاي نظام مورد ارزيابي با هدف ارزيابي دروني و مراحل انجام آن از طريق اجراي يك كارگاه آموزشي

2- تشكيل كميته ارزيابي دروني و تقسيم كار

3- تدوين جدول زمان‌بندي براي اجراي ارزيابي دروني

4- مشخص‌كردن هدف‌هاي نظام (برنامه مورد ارزيابي)

5- توافق درباره عوامل مورد ارزيابي

6- بيان ملاك‌هاي مربوط به عوامل مورد ارزيابي

7- تعريف نشانگرهاي مورد نظر براي ارزيابي عوامل

8- مشخص‌كردن داده‌هاي مورد نياز براي محاسبه ي نشانگرها

9- انتخاب يا تدوين ابزار اندازه‌گيري براي گردآوري داده‌ها

10- گردآوري داده‌ها

11- تحليل داده‌هـا

12- توزيع گزارش مقدماتي ميان دست‌اندركاران و كسب نظر آنان به منظور تهيه ي پيشنهادها و تدوين گزارش نهايي ارزيابي دروني

با توجه به اهميت رويكرد ارزيابي دروني، در نظام آموزش پزشكي، دانشگاه علوم پزشكي
كرمان از سال 1375 اقدام به انجام اولين ارزيابي دروني در گروه آموزش باليني داخلي نمود و از آن زمان به بعد به تدريج در گروه‌هاي آموزشي ديگر نيز اين فرآيند به انجام رسيد و تاكنون ادامه دارد.
   شايان ذكر است كه فرآيند ارزيابي دروني در گروه‌هاي مذكور همگي مبتني بر هدف انجام شده است. در حال حاضر با تدوين استانداردهاي آموزشي برخي از گروه‌هاي باليني توسط دبيرخانه محترم شوراي آموزش پزشكي و تخصصي، در نظر است از اين پس فرآيند ارزيابي دروني مبتني بر استاندارد وبه شكل مستمر در كليۀ گروه هاي آموزشي انجام پذيرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 12:56  توسط تیمور بازوندی | 
با سلام نفرات برتر کنکور۹۰ منطقه رومشگان با تلاش دبیران و کارکنان اداری و آموزشی رتبه های برتر کسب کردتد.امسالحدود ۸۰   نفر از دانش آموزان منطقه رومشگان با کسب رتبه های برتر وارد دانشگاه های کشور می شوند امید است دیگر دانش آموزان این افراد را بعنوان الگو قرار دهند
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 10:21  توسط تیمور بازوندی | 
با سلام وقبولی طاعات و عبادات . در جلسه ساماندهی نیروی انسانی اداره آموزش و پرورش منطقه رومشگان نیروهای آموزشی و پرورشی ابتدا بصورت مجازی در سه مقطع ساماندهی شدند و کمبود و نیازها مشخص و پس از بررسی و تبادل نظر ساماندهی واقعی شروع گردید.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 9:40  توسط تیمور بازوندی | 

با سلام به همه شما که ما را قابل دانستید .

آموزش ضروري است».

مشاركت اولياء و دانش آموزان در ارزشيابي

گرد آورنده :تیمور بازوندی

سمت:معاونت آموزشی

اداره آموزش و پرورش رومشگان

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه:

به موازات رشد سريع اطلاعات ، دانش و فناوري هاي نوين كه رفاه بشر را در پي داشته است، مسايل و مشكلات بشر نظير : ايدز، اعتياد جوانان و نوجوانان به مواد مخدر ، شكاف طبقاتي ، هنجار شكني اجتماعي و فرهنگي و ... نيز بيش از گذشته پيچيده تر شدن و بنيان هاي خانواده را مورد هدف قرار داده است. لذا براي مقابله منطقي با اين مسايل و همچنين ايجاد تعادل در روابط و تعاملات اجتماعي و فرهنگي، نقش نهادهاي فرهنگي و اجتماعي به ويژه آموزش و پرورش و مدرسه حياتي ، قابل توجه و انكارناپذير است.

در شرايط موجود نمي توان از مدارس همان انتظاري را داشت كه چند ده سال پيش انتظار مي رفت، طبيعي است نظام آموزش و پرورش بايستي براساس نيازهاي جامعه و تحولات جهاني و آرمانهاي كشور    مأموريت ها و رسالت هاي مدارس را باز تعريف و اصلاح نمايد. از طرف ديگر در عمل نيز بايستي به دنبال سازوكار استفاده از تمامي ظرفيت هاي موجود براي تحقق اهداف آموزش و پرورش و مدارس بود به عبارتي بايستي زمينه هاي مناسب ايجاد و توسعه مدارس اثربخش و كارا را فراهم آورد.نقش و اهميت مشاركت در تصميم سازي ها و تصميم گيري هاي آموزشي و پژوهشي بر هيچ فرد آگاه به مسائل تعليم و تربيت پوشيده نيست. مشاركت در انجام امور تا بدانجا بر انجام آنها به صورت فردي رجحان و برتري دارد كه خداوند متعال در سوره شورا آيه 38 مي فرمايند:« از آنانكه امر خدا را  اجابت كردند و نماز بپا داشتند و كارشان را با مشورت يكديگر انجام داده و از آنچه روزي آنها كرديم به فقيران انفاق مي كنند.

به موضوع مشاركت مردم در تصميم گيري و ادارةمدارس نيز (كه از جمله مصداق هاي مشاركت مردم در تصميم گيري و ادارة امور است) طي سالهاي گذشته زياد به آن پرداخته شده است. اما چنانكه شواهد امر نشان مي دهد ظاهراً اين مشاركت بيشتر ناظربر تأمين منابع مالي و كالبدي مدارس بوده است و كمتر موضوع مشاركت ايشان در زمينه تدوين اهداف، برنامه هاي درسي و به ويژه ارزشيابي پيشرفت تحصيلي مورد توجه قرار گرفته است. هدف از تدوين مقاله بررسي چرايي، فلسفه شكل گيري و تأثير مشاركت اولياء در ابعاد مختلف ادارة امور مدارس ، موانع و محدوديت مشاركت آنان و همچنين ارايه راهكارهاي مشاركت اولياء در ارزشيابي به ويژه ارزشيابي پيشرفت تحصيلي فرزندشان بوده است .

تاثیر مشارکت:

در زمينه تأثير مشاركت مردم در افزايش كارايي و اثر بخشي مدارس ديدگاههاي مختلفي تا كنون مطرح و بعضاً عملياتي شده است. موضوعاتي از قبيل مدرسه محوري ، تمركز زدايي، مدارس خودگردان (كه ناظر بر افزايش اختيارات مدارس، جوامع محلي و اولياء در تصميم گيري هاي مدارس و ارتقاء دانش آموزان است) ،      براساس همين ديدگاهها مطرح و بعضاً فراگير شده است . در داخل كشور نيز ظرفيت ها و متعاقباً اقدامات مختلفي در اين خصوص شكل گرفته است.  

با توجه به فلسفه حاكم بر نظام جمهوري اسلامي ايران كه الهام گرفته از مكتب گران سنگ اسلام است بخشهاي مختلف قانون گذاري و اجرا خود را ملزم به رعايت اصول و مباني اين فلسفه مي دانند به گونه اي كه در فصل هفتم قانون اساسي و همچنين بند «ج» ماده 52 قانون برنامه چهارم توسعه بر بهره گيري از مشاركت هاي مردمي و جامعه محلي براي توسعه اقتصادي، اجتماعي فرهنگي كشور تأكيد و توجه ويژه شده است كه از جمله پيامد آن تدوين آيين نامه اجرايي مدارس و تأكيد آن بر مشاركت عناصر درون و برون مدرسه است مك گين و باردن (1995) در مجموع 9 عامل اساسي براي مدرسه اثر بخش برشمرده اند كه برخي از     آن ها عبارتند از: تهيه برنامه استراتژيك ، درك مشترك از قلسفة آموزش در فرايند سازماندهي مدرسه ]كه به كليه بازيگران آموزشي (مدير ، معلمان و والدين ، اعضاِ جامعه محلي و دانش آموزان) قدرت مي بخشد تا بر آنچه انجام مي گيرد تأثير بگذارند[ ، بسيج منابع و همچنين تصميم گيري بر پايه اطلاعات (به نقل از مشايخ، 1381).

در طي 2 الي 3 دهه گذشته به دليل محدوديت منابع دولتي و رشد روزافزون تقاضا براي آموزش با كيفيت و متنوع همواره تأكيد شده است كه مدارس بدون مشاركت معنوي و مادي والدين و جوامع محلي و همچنين نهادهاي برون سازماني نمي تواند كارايي و اثر بخشي لازم را داشته باشد. به عبارتي بهره گيري از مشاركت مردم و نهادهاي غيردولتي به عنوان يك استراتژي در برنامه هاي توسعه كشور نيز پيش بيني و لحاظ شده است.

ابوضحي (1385) خاطر نشان مي سازد مفهوم مشاركت اجتماعي در مديريت آموزشگاهي ، از دهه 1980 يكي از موضوعات اصلي اصلاحات آموزشي در پاره اي نظام هاي آموزشي بود.

سياستگذاران به اين باور رسيدند كه : « جهش از روش تدريس محدود در كلاس به سطح سازمان مدرسه و اصلاح ساختار و سبك مديريتي مدارس ، براي بهبود كيفيت ------ ادامه دارد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 9:21  توسط تیمور بازوندی | 
عناوين روزهاي هفته معلم اعلام شد
.

 بيست و هفتمين يادواره بزرگداشت مقام معلم، نام هفته معلم را در سال 1390 «معلم و تحول بنيادين در نظام تعليم و تربيت» اعلام كرده است.

عناوين روزهاي هفته شامل روز دوشنبه 12 ارديبهشت 1390 به عنوان روز «معلم، دانش‌آموز و تربيت مطهر»، سه شنبه 13 ارديبهشت به عنوان روز «معلم، ايثار و شهادت»، چهارشنبه 14 ارديبهشت به عنوان روز «معلم و تحكيم خانواده»، پنج‌شنبه 15 ارديبهشت به عنوان روز «معلم و انقلاب اسلامي»، جمعه 16 ارديبهشت به عنوان روز «معلم، مدرسه و جامعه انتظار»، شنبه 17 ارديبهشت به عنوان روز «معلم، بصيرت و بيعت با ولايت در سال جهاد اقتصادي» و يك‌شنبه 18 ارديبهشت به عنوان روز «معلم و پيشكسوتان تعليم و تربيت» انتخاب شده است.

در هفته معلم مراسم گراميداشت و تجليل از معلم شهيد مرتضي مطهري و 4 هزار و 900 معلم شهيد كشور برگزار خواهد شد.

اداره آموزش و پرورش رومشگان

روز معلم را به معلم بزرگ رهبرفرزانه انقلاب اسلامی تبریک میگوید.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390ساعت 13:9  توسط تیمور بازوندی | 

در ميان صدقه هايي كه مردم مي دهند، هيچ صدقه اي ارزنده تر از ياد دادن علم و دانش نيست.

************ پيامبر اكرم (ص) **************
 

 

در برابر كسي كه به او دانش مي آموزيد و يا از او دانش فرا مي گيريد نرمي كنيد.

************ پيامبر اكرم(ص)**************

 
 

كسي كه در مقام هدايت و آموزش قرار مي گيرد بايد پيش از آموختن به ديگران،‌خود را پالايش روحي كند و ادب رفتاري اش بيش از ادب گفتاري اش باشد.

************* امام علي (ع) *************
 

 

اگر معلم وظيفه معلمي را بداند و به آن عمل كند، خداوند نعمت دانش را بر او بيشتر خواهد كرد.

************ امام سجاد(ع) **************

 
 

در برابر كسي كه از او علم مي آموزيد فروتني كنيد.

************ امام صادق (ع)**************

 
 

چون عالم به علم خويش عمل نكند موعظه او از دلها مي لغزد چنان كه باران از سنگ سخت و صاف.

************ امام صادق(ع) **************

 
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390ساعت 13:3  توسط تیمور بازوندی | 
با سلام بر کلیه خواننداگان عزیز و گرامی از اینکه این وبلاگ را انتخاب نمودید. منتظر نظرات انتقادات و پشنهادهای شما در جهت امور آموزشی و پرورشی هستیم.
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390ساعت 12:59  توسط تیمور بازوندی | 
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390ساعت 9:25  توسط تیمور بازوندی | 

ا

به نام خدا

صلاحیت های اجتماعی وارتباط درآموزش پزشکی کشورهای آلمان زبان

درمان رضایت بخش عمومی  

نتایج بررسی دلفی

خلاصه :    اهداف =>    جهت پیشنهاد کردن یک مجموعه ی جامع از صلاحیت ها واهداف آموزشی برای صلاحیت های اجتماعی وارتباط درآموزشی پزشکی درحال تحصیل می باشد و همچنین برای حمایت کردن از اجرای ملی از این موضوعات درتمام مدرسه های پزشکی می باشد.

 روش ها

 تعداد 30 کارشناس از رشته های مختلف روانشناسی وپزشکی  ، برای پیشرفت دادن یک مجموعه ی اولیه از اهداف آموزشی دریک 2 روز کارگاهی با استفاده از تکنیک گرده اسمی شرکت کردند .

اینها براساس اهمیت آنها بوسیله ی یک بررسی دو مرحله ای دلفی که کارشناسان بیشتری درآموزش پزشکی مشغول بودند اصلاح ، ساختار بندی ودرجه بندی شدند .

نتایج : کارگاه اولیه که در188 هدف آموزشی نتیجه گیری شد برای 26 موضوع مختلف انتخاب شد . بعد از بررسی دلفی ، 131 هدف باقی ماند  وبرای 19 موضوع مختلف تعیین شدند  .

 بعضی از اهدافی که می توانستند برای بیش از یک موضوع تعیین شوند ، تحت یک گروه عمومی تری رده بندی می شوند .

نتیجه گیری

  فرایند رضایت بخشی توصیف شده به عنوان یک روشی برای پیشرفت یک مجموعه ای از اهداف آموزشی ثابت شده است .

دلالت های عملی

 درمان رضایت بخش اصلی می تواند برای اصلاح برنامه ی منشعب شده و پیشرفت درآموزش پزشکی مورد استفاده قرار بگیرد .

1-   مقدمه

  پیش زمینه   : دربسیاری از کشورهای سراسر جهان ، اهمیت آموزش دادن و ارزیابی کردن مهارت های ارتباطی درآموزش پزشکی درحال تحصیل شناخته شده است .

درسال های اخیر ، مهارت های درون فردی وبین افراد ، پیشرفت حرفه ای و فردی یا بررسی کردن بدون یقین به عنوان صلاحیت های مرکزی برای فارغ التحصیلان مدرسه ی پزشکی مشخص شده اند .

 مدرسه های پزشکی درکشورهای آلمان زبان شروع به یکپارچه کردن این صلاحیت ها در برنامه ی منظم کردند . اگر آموزش داده شود و به خوبی ارزیابی شود ، محتوا و میزان به طور گسترده ای فرق می کنند .

 نتایج واهداف آموزشی برای این زمینه را مدرسه های کمتری تعریف کرده اند . بنابراین ، مؤلفان لازم دانسته اند که یک مجموعه ای از صلاحیت ها واهداف آموزشی را برای حمایت کردن از اجرای ارتباط و صلاحیت های اجتماعی درهمه ی مدرسه های پزشکی به عنوان یک مؤلفه ی اصلی از آموزش پزشکی را شناسایی کنند.

یک روش براساس صلاحیت جهت بهبود آموزش پزشکی درسالهای اخیر اعتبار بدست آورده است . فرایند بلوگنا تعریف اهداف آموزشی از دانش اظهاری را برای تعریف صلاحیت ها گسترده ساخته است .

 به جهت توانایی برای مقایسه و درجه های پذیرش به طور متقابل از مؤسسات آکادمی دراروپا ، دانش و صلاحیت ها مجبورند به طور دقیق تری تعریف شوند .

تعریف چارچوب هایی همانند برنامه ی کاری آلمان یا کاتالوک سویس از اهداف یادگیری یک پیش نیازی برای یک قالب صلاحیت اروپایی از آموزش پزشکی می باشد .

یک نقطه ی شروع جالب برای یک چشم انداز اروپایی « پروژه ی تونینگ » می باشد که اخیرأ چاپ شده است . این پروژه درسال 2000 به عنوان یک شروع ابتدایی آغاز شد که بوسیله ی کمیسیون اروپایی سرمایه گذاری شد و صلاحیت ها و نتایج یادگیری اصلی را برای درجه بندی برنامه ها دراروپا را پیشرفت  داد .

منبع دیگر برای نوآوری، خود دانشجویان می باشند . گروه دانشجویی اروپایی و آلمانی برنامه های اصلی را برای آموزش پزشکی تعریف کرده است که نوشته های امید بخش برای بحث های آیند ه می باشند .

 هم اکنون مدرسه های پزشکی درآلمان و اتریش وجود دارند که چارچوب صلاحیت های خودشان را یا بوسیله ی اهداف آموزشی تعریف کرده اند و یا بوسیله ی صلاحیت ها تعریف کرده اند ، اما هیچ کدام از آنها نمی توانند به عنوان یک راهنمای ملی یا حتی بین المللی درنظر گرفته شوند.

این نوشته ها به برنامه ی پزشکی کامل درحال تحصیل برمی گردند . انجمن ها و گرو ههای کارشناس همچنین بیانات عمومی و برنامه ی اصلی جزئی تری را برای بخش های ویژه از آموزش پزشکی تعریف کرده اند .

دررشته ی مهارت های ارتباطی ، شناخته شده ترین نوشته ها اظهار توافق تورنتو و اظهار توافق کالا مازو می باشند . این اظهارات تمرین خوبی را برای رودررویی بیمار – دکترتعریف می کنند وبرای برنامه ریزی، سودمند ترین می باشند. همچنین آموزش های مهارت های ارتباطی ، ارزیابی ها و سنجش ها به پیش می برند.

دراین زمان ، هیچ اظهار قابل مقایسه ای درکشورهای آلمان زبان وجود ندارد . اخیراً ، صلاحیت های اجتماعی و ارتباطی دربافت گسترده تر دیده شده اند . کارکروهی ، همکاری با پیشه کاران سلامت، ارتباط با اقوام ، رشد حرفه ای و فردی از همه  مهمتر شده اند ولی هنوز دربین راهنماهای ارتباطی موجود ذکر نشده اند .

102 هدف پروژه  

  هدف از این پروژه رسیدن به یک اتفاق آرا به کارشناسانه برای کشورهای آلمان زبان می باشد که تعریف می کند کدام صلاحیت های اجتماعی و مهارت های ارتباطی از فارغ التحصیلان پزشکی باید به هدف وپایان مطالعه ی خودشان برسند .

راهنمایی به نام « اظهار توافق اصلی » بوسیله ی گروهی از رشته های مختلف از کارشناسان از مدرسه های پزشکی مختلف درآلمان ، اتریش وسویس پیشرفت داده شده است .

 هدف آن حمایت کردن از معلمان و برنامه ریزان دربهبود بخشیدن وارزیابی کردن برنامه های آموزشی دررشته ی مهارت های ارتباطی وصلاحیت های اجتماعی می باشد و همچنین تقویت جایگاه معلمان وبرنامه ریزان درمدرسه ی خودشان می باشد وهمچنین اهمیت ارتباط وصلاحیت های اجتماعی را درآموزش پزشکی مورد تأ کید قرارمی دهد .

علاوه برآن ، هدف آن فراهم کردن یک اساسی برای پیشرفت یک برنامه ی دراز مدت از رشته های مختلف از اول سال مطالعه تا آخرسال مطالعه می باشد – آن همچنین یک برنامه ی کاری رابرای روش های ارزیابی ارزشمند و قابل اعتماد فراهم می کند و هدف آن ترویج پروژه ها دررشته ی تحقیقی آموزشی پزشکی می باشد .

2-   روشها  

نوشته های موجود درمورد اظهارات توافقی ذکر شده دربالا ندرتأ روش ها روی اینکه این توافق ها چگونه انجام شده اند را توصیف می کند . حرکت « بهترین شاهد درآموزش پزشکی » ، خالص بودن شاهد و شفاف بودن روش های متودولوژیکی برای پروژه ها را دررشته ی آموزش پزشکی درپی دارد .

بنابراین ، ما برای توصیف وبحث کردن توافق روی روش های شکل گیرنده از پروژه درجزئیات بیشتر ، توصیف می کنیم .

 درادبیات ، گونه های متعددی از روش ها از این که چگونه به توافق رسمی تصمیم گیری می توان رسید ، توصیف شده است .

پیشرفت راهنمای کلینیکی یک رشته ی ویژه ای ازکاربرد روش های توافق بوده است . شناخته شده ترین روش ها، روش با تکنیک دلفی وتکنیک گرده اسمی می باشند .

دیگر روش ها عبارتند از: هیئت ها یا کنفرانس های پیشرفت توافق عام ، گروههای آمار بندی شده ، تحلیل قضاوت اجتماعی ، بحث های ساختار یافته ، روش حالت هنری گلاسر والبته شکل گیری توافق عمومی غیر رسمی .

 به هرحال ، یک ترکیبی از روش ها ویک مرور کلی ادبیات سیستماتیک نیز توصیه می شود .

هدف روش های توافق عام مشخص کردن اندازه ای است که کارشناسان یا دیگران درمورد یک موضوع داده شده موافقت می کنند .

 آنها برای شرکت کنندگان یک محیط ساختار یافته ای برای حل مسائل فراهم می کنند وبه دنبال غلبه کردن به معایب شکل گیری توافق عام غیررسمی مانند تسلط افراد می باشند.

مشخصه های معمول از روش های توافق علم ، جلوگیری کردن از تسلط ، تکرار وپیش زمینه ی کنترل شده وواکنش گروه آماری می باشند. برای فرایند شکل گیری توافق عام دراین پروژه ، تکنیک گروه اسمی ویک بررسی تغییر یافته از دلفی مورد استفاده قرار گرفتند که باتوجه به این حقیقت که آنها به خوبی مورد تحقیق بودند وکاربرد آنها آسان بودند .

1-2 :  تکنیک گروه اسمی و کارگاه اصلی  

درسپتامبر 2006 ، مؤلفان یک کارگاه را درسویس برای پیشرفت اولین نوشته از بیان توافق عام سازماندهی کردند . 34 کارشناس دعوت شدند و 30 نفر درکارگاه حضور یافتند ( 14 مرد و 16 زن )  هنگام انتخاب کردن کارشناس ها بیشتر روی گروههای مختلف جایگاهی ( مانند پرفسورها ، دستیاران ودانشجویان ) وبه یک گونه گسترده ای از رشته ها و مدرسه های پزشکی مختلف توجه شد .

یک کارشناس به عنوان فردی تعریف شد که دانش وتجربه ی مرتبط را دارد ونظر او بوسیله ی دیگران دررشته پذیرفته می شود ( بوسیله ی نوشته ها ی مجله ی مرتبط ، کتاب های چاپ شده و گزارش ها درکنفرانس ها وغیره توضیح داده می شوند ) تعدادی از کارشناسان از توصیه ها تبعیت کردند .

آماده سازی کارگاه شامل یک تحقیق ادبی بود ، براساس ادبیات که بیان توافق عام موجود را شامل می شد و پیش شرایطی اصلی بود که بوسیله ی مدیران پروژه مخصوصأ مؤلفان ایجاد می شد .

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390ساعت 9:20  توسط تیمور بازوندی | 

 

رابطه معلمان و اولیا در آموزش و پرورش

گرد آورنده تیمور بازوندی  دانشجوی ارشد برنامه ریزی

:

یكی از مهمترین اهداف مشاركت اولیاء ومربیان ، ایجاد هما هنگی و وحدت رویه ی تربیتی در ، خانواده و آموزشگاه می باشد . این هدف اساسی تنها با برقراری ارتباط بیشتر و گفتگوی مستمر بین والدین و مربیان و اعمال نظر طرفین محقق می گردد.

باید راهبردهایی را یافت كه به توان خانواده هارادرامرآ موزش فرزندان خود مشاركت داد

شكل گیری انجمن های اولیا ومربیان در ایران را می توان به عنوان یكی از الگوهای راهبردی به منظورمشاركت مردم در عرصه تعلیم و تربیت قلمداد كرد.

علی رغم كاستی ها و مشكلات موجود در انجام وظایف انجمن ،اغلب دست اندر كاران و صاحب نظران تعلیم و تر بیت این اعتقاد را دارند كه انجمن ،با لقوه از توانمندی های زیادی برخوردار بوده و بهترین راه مشاركت اولیا با آموزش وپرورش می باشد .

در این مقاله سعی شده است كه عوامل رشد و تقویت و یا عدم استقبال اولیا از انجمن مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

مقدمه و بررسی منابع:

زمینه های فراوانی برای مشاركت در تعلیم وتر بیت كودكان ،بین خانواده و موسسات آموزشی  وجود دارد .در استمرار تربیت كودك در خانواده ،آمو زشگا ه ها نیز باید تلاش كنند بر اساس یك رشته مفاهیم كلیدی كه در بر دارنده مجموعه ای از مهارتها ودیدگا ه هاست  ، نیاز است شخص برای زندگی شخصی  و اجتماعی آماده شود .این اقدام مورد حمایت و خواست خانواده هاست ،آنها با طیب خاطر فرزندان خود را برای یاد گیری و توسعه فكری و شكو فایی توانا ییها و فراگیری مهارتها به مدرسه گسیل می دارند و برای افزایش توان یا دگیری فرزندانشان تقریبا از هیچ كو ششی فرو گذار نمی كنند . این گستردگی ،زمینه های فعالیت مشترك و همكاری اولیا و مربیان را اجتناب ناپذیر كرده است . از طرف دیگر ، تداوم و پیچیدگی فرایند تعلیم و تربیت كودكان

موجب شده كه دوگروه دست اندر كار یعنی والدین و معلمان ، مشاركت و همكاری بیشتری بایكدیگر داشته باشند این هدف اساسی تنها با برقراری ارتباط بیشتر و گفتگوی مستمر بین والدین و مربیان و اعمال نظر طرفین محقق می گردد.

آگاهی متقا بل از انتظارات اولیاء ومربیان در تعلیم وتربیت فرزندان وتلاش برای كسب دیدگاه مشترك در این خصوص،یكی از اهداف مهم مشاركت خانه و مدرسه در تعلیم و تر بیت كودكان به شمار می رود .خانواده و آموزشگاه هر یك جریانها و عملكردهای تربیتی ویژه ای را در محیط فراگیر هدایت می كنند اما در برخی موارد این تعالیم با یكدیگر سازگاری نداشته و حتی  در تقابل با یكدیگر به نظر می رسند. درحالی كه اگر نظامهای تعلیمی هما هنگ نباشد،دانش آموز دچار سر در گمی شده و تاثیر آن كاهش می یابد و در نتیجه نمی توان انتظار داشت كه تربیت موثری    انجام پذیرد. اصول حاكم بر تعلیم و تربیت به انسجام بین نظام  تربیتی خانه و آموزش های رسمی تاكید فراو نی دارد.

در برخی از كشورهای جهان اشتراك نظر معلم و والدین حتی در انتخاب سن ورود به آموزشگاه و وضعیت درس دانش آموز، سال پایانی و یا نتیجه ی یك  آزمون، تعیین كننده است.

هر چقدر اهداف و آرمانهای مصوب با فرهنگ عمومی هماهنگی داشته باشد، به همان میزان اطمینان بیشنری برای تحقق آن وجود دارد. به طوری كه امروزه دستیابی به اهداف نظام آموزشی به میزان زیاد تحت تاثیر  برنامه ریزی آموزشی متناسب و منظم در محورهای مختلف و در مرحله بعد به چگونگی همكاری اولیاء و خانواده ها با مربیان و دست اندركاران تعلیم و تربیت جامعه بر می گردد.

تاریخچه تشكیل انجمن اولیاء و مربیان:

تحول علم روان شناسی در اواخر قرن نوزدهم و به خصوص یافته های مربوط به روان شناسی كودك در تشكیل انجمن ها ی اولیاء و مربیان موثر بود. زیرا در آن زمان روان شناسان تاكید داشتند  كه برای تربیت بهتر فرزندان توجه بیشتر به نقش تربیتی خانواده ضروری است. بر اساس مطالعات انجام شده  تا اوایل قرن نوزدهم در جوامع

مختلف برای كودكان از لحاظ اجتماعی ارزش چندانی قائل  نمی شدند و در این دوران مواردی از قبیل نیازهای كودكان، تفاوتهای فردی، نیازهای خاص و حقوق كودكان ،مسئله جدی و قابل توجهی  تلقی نمی شد.

تقریبا اندكی پس از نهضت مطالعه كودك ، نهضت آموزش اولیاء سراسر آمریكا و سپس اروپا را فرا گرفت، به طور كلی در سال 1890 نخستین تشكیلات آموزش اولیاء توسط استانلی ها در محلی به نام انجمن اولیاء تحت عنوان اهمیت تغذیه با شیر مادر شروع شد و به این ترتیب فعالیت آموزش اولیاء وارد مرحله جدیدی شد . همچنین از دهه سوم قرن نوزدهم ، انجمن اولیاء و مربیان در مدرسه والدین اروپا در سال 1929 در شهر پاریس تاسیس شد.

موفقیت مدرسه اولیای پاریس به گونه ای بود كه در سال 1963 در حدود یك صد انجمن اروپایی و آمریكایی از آن مدرسه درخواست كردند تا اقدامات لازم را برای تشكیل فدراسیون بین المللی فراهم شود. این مدرسه نیز به منظور هماهنگ ساختن روش ها و محتوای آموزش متناسب با نیازهای جوامع مختلف ، فدراسیون بین المللی مدارس اولیاء و مربیان را در مركز بین  المللی تحقیقات و تعلیمات شهر سور فرانسه تاسیس نمود كه هم اكنون جمهوری اسلامی ایران نیز به عنوان عضو با آن فدراسیون همكاری می نماید و به عنوان مقر آسیایی فدراسیون مذكور نیز انتخاب شده است.

شكل گیری انجمن خانه و مدرسه در ایران را می توان به عنوان یكی از الگو های راهبردی به منظور مشاركت مردم در عرصه تعلیم  و تربیت قلمداد كرد در تاریخ نهم آبان ماه 1326 هجری  قمری آیین  نامه تشكیل انجمن های همكاری خانه و مدرسه  از سوی شورای عالی  فرهنگ به تصویب رسید بر اساس آیین نامه مذكور ،انجمن همكاری خانه و مدرسه در هر آموزشگاه از طریق انتخاب شش تا هفت نفر (برای دبستان) و هشت تا  چهار ده نفر( برای دبیرستان ) از اولیاء دانش آموزان به همراه دانش ْآموزان و رئیس آموزشگاه و نماینده معلمان برای مدت سه سال تشكیل می گردد (5:ص225) وبا تصویب این قانون انجمن های همكاری خانه و مدرسه  فعالیت خود را در آموزشگاه ها آغاز كردند.

پس از پیروزی شكوهمند انقلاب اسلامی، بر اساس لایحه قانونی مورخه 18/12/58 كه به تصویب شورای انقلاب جمهوری اسلامی ایران رسید مقرر گردید،دور جدید فعالیت این تشكیلات به نام انجمن اولیا و مربیان آغاز گردد.

 

بحث و بررسی:

والدین از نظر قانونی می توانند از نحوه رفتار و چگونگی پیشرفت تحصیلی و تربیتی فرزند خود اطلاعات مورد نیاز را دریافت نمایند و حتی اقداماتی را در جهت استمرار فعالیت آموزشی و رفع نواقص احتمالی به انجام رسانند تا فرایند یادگیری آنان به طور كامل انجام گیرد بررسی های به عمل آمده در این خصوص توسط سازمان "یونسكو" منجر به ارائه توصیه ای به این مضمون گردیده كه باید ساختارهایی در مدارس به وجود آید كه با افزایش همكاری بین والدین و معلمان و فراگیران توسعه فرایند ارزشیابی و اجرای آن به نحو بهتری انجام گیرد.

انجمنهای اولیاء و مربیان كانون چنین ساختارهایی در هر مركز آموزشی می باشند.

در خانه آموزشهایی به كودك داده می شود كه خواه نا خواه در تعیین شاكله ی روحی و نوع جهان بینی  و طرز تفكر وی تاثیر فراوانی دارد به همین جهت خانواده نقش مهمی در تعیین خط مشی زندگی كودك دارد اما كودك در مراحل گوناگون زندگی نیازمند آموزشها  و تجاربی است این امر تنها در آموزشگاهها مقدور می باشد. این آموزشها زمانی موثر خواهد بود كه مكمل و نیز هماهنگ با هم باشد در مورد همكاری همه جانبه برای یادگیری بهتر دانش آموزان سازمان یونسكو توصیه می كند " باید راهبردهایی به وجود آید كه بتوان خانواده ها را در امر آموزش فرزندان خود مشاركت داد ".

انتظارات جامعه از آموزش و پروش به مراتب بیش از گذشته است اولیای دانش آموزان از مدرسه انتظار زیادی  دارند و عملكرد آن را مورد سوال قرار می دهند . اگر توانایی آموزش و پرورش برای پاسخگویی به انتظارات والدین تضعیف شود از احترام خانواده ها نسبت به مدرسه كاسته خواهد شد انجمن های اولیاء و مربیان جایگاه ویژه ای در تعیین حدود واقعی انتظار مردم از آموزشگاهها دارند و با ایجاد روابط مطلوب و همه جانبه بین كلیه معلمان و والدین وظایفشان را به آن ها خاطر نشان كرده و نتیجه عمل رفع معضلات آموزشی و تربیتی و ارتقاء سطح فعالیت آموزشگاهها را در پی خواهد داشت.

اهداف انجمن اولیاء و مربیان :

در انجمن اولیاء و مربیان به عنوان یك سازمان غیر دولتی نكاتی چند باید مورد توجه قرار گیرد:

1-      با توجه به ویژگی خاص انجمن اولیاء و مربیان داوطلب بودن اعضاء از مواردی است كه رعایت آن در كلیه انجمنهای آموزشگاهها ضروری است .

 

 

2-    نظر به اینكه اعضای انجمن توسط اولیای دانش آموزان انتخاب می شوند بنابراین از جایگاه حقوقی ویژه ای به عنوان موكلین اولیاء برخوردارند لذا می بایست ضمن هماهنگی با سایر اولیاء و با در نظر گرفتن نقطه نظرات آنان در مورد تحقق وضعیت مطلوب تر در آموزشگاهها تلاش نمایند .

3-    انجمن اولیاء و مربیان از بدو تاسیس  اصول و سیاستهای كلی را به عنوان مبنای اهداف خود انتخاب نماید از قبیل:

-     تقویت شخصیت فردی و اجتماعی نوجوانان

-      ایجاد حسن وظیفه شناسی در كودكان و نوجوانان

-      تقویت اعتقادات مذهبی

-     مساعد ساختن محیط خانواده برای رشد بهتر فرزندان

-     توسعه امكانات آموزشی و تفریحی

-     كمك به شكوفایی استعدادها و شایستگی های حرفه ای نوجوانان

-     جذب امكانات و نیروهای مردمی جهت مشاركت همه جانبه آنان در پیشبرد اهداف آموزش و پرورش

-     تقویت حس مسئولان، پدران مادران و مربیان در برابر مسائل آموزش و پرورش كودكان و نوجوانان و جوانان

-     هماهنگ ساختن روشهای تربیتی  خانه و مدرسه و تقویت ارتباط اولیاء و مربیان

-     بررسی زمینه های همكاری با موسسات ارگان ها و كارخانجات به منظور نیل به اهداف انجمن

-     راه اندازی و تجهیز مراكز  راهنمایی و مشاوره خانواده جهت مرتفع ساختن مشكلات شخصی خانواده ها و ارتقای توان آنان

-     بهره مندی هر چه بیشتر از روحیه تعاون  اولیای دانش آموزان و افراد خیر در جهت تهیه و تدارك امكانات آموزشی و پرورشی مدرسه نظیر كارگاه، آزمایشگاه، كتابخانه، نمازخانه ،فضاهای ورزشی و توسعه ساختمان و حیاط مدرسه

عواملی كه باعث عدم استقبال اولیاء از جلسات انجمن و مربیان شده است  :

 

مجموعه ای از عوامل باعث شده كه برخی از اولیای دانش آموزان تمایلی به حضور و تلاش بیشتر در انجمن نداشته باشند این عوامل ناشی از روحیات و نگرش اولیا است نسبت به شرایطی كه در آموزشگاه برای حضور اولیا به وجود آمده است. تحقیقات به عمل آمده در این زمینه كه توسط مركز پژوهش های نهاد ریاست جمهوری انجام گرفته است نشان می دهد علت عدم استقبال اولیا از جلسات انجمن عبارت است:                            1- فقر فرهنگی  2- بی توجهی به سرنوشت فرزندان3- گرفتاری های شغلی 4- عدم شناخت نسبت به انجمن 5- همچنین عواملی همچون ترس اولیا از درخواست وجه مالی 6- ترس از برخورد خشن در مدرسه با اولیا 7- تعداد زیاد فرزندان 8- عدم اعتماد به مدرسه

معمولا مدیران مدارس به نقش اولیا توجه جدی ندارند ، در صورتی كه اعضای انجمن نماینده اولیا هستند و مدیران باید ارتباط تنگاتنگی با خانواده ها داشته باشند و تا زمانی كه مردم احساس نكنند كه نقش اساسی در امور مدرسه دارند . وارد عمل و مشاركت نخواهند شد

مشكل بعدی  نگرش اولیا نسبت به نقش مدرسه به عنوان تنها متولی تعلیم و تربیت باعث شده ، بعضی از خانواده ها تصور كنند كه فقط مدرسه مسئول تعلیم و تربیت فرزندانشان است و همه مشكلات باید در آن جا

از این مشكل بگذریم طرز تلقی مدیران نسبت به مردم و فعالیت مردم اهمیت زیادی دارد. ممكن است برخورد بعضی از مدیران با انجمن اولیاء و مربیان صرفا یك برخورد اداری و خشك باشد در حالیكه برخورد خوب و مناسب یك مدیر با اولیای دانش آموزان یك وظیفه ملی و تربیتی و یك ضرورت احساس می شود.

عواملی كه باعث رشد و تقویت انجمن اولیاء و مربیان می شود:

1-   با تدوین مقرراتی تلاش شود از طریق انجمن اولیاء و مربیان سهمی از تربیت و حتی آموزش به خانواده ها منتقل شود انجام بسیاری از این مسئولیت ها كه غالبا وظایفی كه از نوع مشاركت اولیاء در تهیه و تدارك وسایل آموزشی و پرورشی یا كمك آموزشی و همچنین جنبه های تكمیلی و یا جبرانی  آموزش های مختلف یا غنی سازی اوقات فراغت دانش آموزشان را كه اهمیت زیادی دارد ، به عهده گیرند.

2-   دامنه فعالیت ها و ارتباط  انجمن اولیاء  و مربیان گسترده شده و تعداد بیش تری از اولیاء نیز توسط انجمن  سازماندهی شوند تا به این ترتیب امكان گسترش ارتباط انجمن با سایر نهاد های اجتماعی فراهم گردد و در نتیجه منابع فراوان انسانی نیز در اختیار آموزشگاه ها قرار گیرد.

3-   انجمن اولیا و مربیان این توانایی را دارد كه با تشكیل جلسات، سخن رانی ها، كمیته های مختلف و نشر آثار تربیتی زمینه های لازم را برای تعامل اندیشه های صاحب نظران و متخصصان در محیط  آْموزشگاه فراهم 4-   فن آوری های نوین این امكان را بوجود آورده تا رسانه ها در آن واحد در دورترین نقاط حضور داشته

به طوری كه در بسیاری از نقاط كشور عادت بر این است كه وسیله ای چون رادیو از صبح روشن باشد و افراد نیز در حین كار به آن گوش دهند. ارسال پیام و جلب اندیشه های خانواده و مدارس و صاحب نظران به سوی مسائل تربیتی جامعه یكی از اهدافی است كه وسایل ارتباط جمعی و انجمن اولیاء و مربیان به طور مشترك برای تحقق آن تلاش می كنند و در این خصوص رسانه ها ابزار مناسبی برای انجمن محسوب می گردند.

انجمن می بایست به استفاده همه جانبه از وسایل ارتباط جمعی اقدام نماید و همگام با گسترش رسانه ها به عنوان كانالی مطمئن برای اولیاء در جهت بسط و توسعه ارتباط با آنان از این ابزار به خوبی استفاده نماید.

5-    اهمیت ارتباط با معلمان باعث شده یكی از اهداف انجمن اولیاء و مربیان "ایجاد تحكیم پیوندهای انسانی، عاطفی" اخلاقی و اجتماعی بین اولیای دانش آموزان و مربیان مدرسه برقرار شود و معلمان عامل عمده ای در آگاه ساختن اولیاء و حتی مدیران از وضع تحصیلی و تربیتی دانش آموزان به حساب می آیند و می توانند نیازهای آموزشی و برنامه تكمیلی مورد نیاز برای دانش آموزان را تعیین و بیان كنند. تدریس خوب معلمان و ارتباط مناسب آنان با

 

والدین و اطلاع رسانی و اظهار نظر آنان برای بهبود برنامه ها، می تواند سازو كار  مؤثری در ایجاد و بهبود رابطه بین خانه و مدرسه باشد.

6-    تا وقتی كه مدیران احساس می كنند كه همه كارها باید به دست آنها باشد مردم وارد میدان نخواهند شد. ما باید در عمل به مردم نشان دهیم كه برای آنها ارزش قائلیم.

7-    ایجاد همسویی بین حركت و روشهای تربیتی خانواده و مدرسه  یكی از وظایف انجمن اولیاء و مربیان است كه همكاری آنها با والدین به گونه ای باشد كه روشهای تربیتی در خانه با روشها و ارزش های تربیتی در مدرسه همسویی داشته باشد.

انجمن اولیاء و مربیان و چشم انداز آینده :

علی رغم كاستی ها و مشكلات موجود در انجام وظایف انجمن، اغلب دست اندركاران و صاحب نظران تعلیم و تربیت این اعتقاد را دارند كه انجمن، بالقوه از توانمندیهای زیادی برخوردار بوده وتنها راه مشاركت اولیاء با آموزش و پرورش می باشد. نتایج تحقیق مؤید آن است كه 74 درصد پاسخ دهندگان  به این سوال كه نقش انجمن اولیا و مربیان در مشاركت مردم در امر آموزش و  پرور ش چیست ؟ معتقدند تقویت انجمن اولیاء و مربیان مناسب ترین راه مشاركت مردمی است. و به همین علت انجمن را باید پل ارتباط مردم با آموزش و پرورش تلقی كرد.

انگیزه اولیاء برای مشاركت در امور مدرسه و گستردگی دامنه فعالیت انجمن اولیاء و مربیان از یك سو و اهمیت ارتباط با نهاد خانواده برای تسهیل در امر تعلیم و تربیت دانش آموزان از سوی دیگر، بقا و استمرار انجمن اولیاء و مربیان را اجتناب ناپذیر كرده است.

با رفع كاستی های موجود و ایجاد شرایط مناسب می توانیم موفقیت بیشتر  انجمن اولیاء و مربیان را تضمین نمائیم.

 

 

منابع ومآخذ

 

1-   دونالد چاكر، آرتور و هاینز، ریچارد؛ مدارس برتر جهان، استانداردهای جدید آموزش و پرورش ، ترجمه مرجان مرندی؛ دفتر همكاریهای علمی وزارت آموزش و پرورش ؛ چاپ اول؛ تهران 1376.

2-   زین الدینی ، حمید؛ بررسی سیر تحول انجمن و اولیاء و مربیان ایران از سال 1326هـ.ش تا 1357؛ پایان نامه كارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن؛ 1379.

3-   صانعی، پرویز؛ جامعه شناسی ارزشها، انتشارات گنج دانش؛ تهران 1372.

4-   كمری، فرانسیس آن و ویند هام دوگلاس ام ؛ برنامه ریزی آموزشی مبتنی بر انگیزش، ترجمه عبدالحسین نفیسی، انتشارات پژوهشكده تعلیم و تربیت ؛ تهران 1378.

5-   گزارش كنفرانس یونسكو؛ آموزش و پرورش در قرن 21، ترجمه گروه مترجمان؛ انتشارات پژوهشكده تعلیم و تربیت؛ تك نگاشت 27، تهران، بهمن 1378.

6-مركر پژوهشهای نهاد ریاست جمهوری،بررسی مسائل و مشكلات انجمن اولیا و مربیان وزارت آموزش و پرورش ،تهران1371 .

7-مشاركت مردمی در آموزش و پرورش ،انتشارات پژوهشكده ی تعلیم و تربیت ،تهران1380.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390ساعت 9:38  توسط تیمور بازوندی | 

مقام معظم رهبری

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390ساعت 9:28  توسط تیمور بازوندی | 

آموزش و برنامه­ریزی آموزشي در کشورهای در حال توسعه

نويسنده: Janos Timar استاد دانشگاه اقتصاد بوداپست

ترجمه: تیمور بازوندی

در فاصله­ي زماني بين جنگ جهاني دوم تا كنون جهان دچار تحولات بسيار بزرگ و عميقي شده است. در نتيجه­ي اين تغييرات شگرف، نظام و ساختار آموزشي سنتي جهان نيز به صورت محسوسي متحول گرديده است. با توجه به افزايش قابل توجه در سطح فرهنگ عمومي و تحصيلات تخصصي جامعه، يكپارچه­سازي و ادغام مستقيم علوم از طريق يك فرآيند مؤثر، معرفي سريع تكنيك­هايي كه در مقايسه با تكنيك­هاي شناخته شده­ي پيشين بسيار پيچيده­تر بودند، در تمام فعاليت­­هاي اجتماعي و در همه­ي بخش­هاي اقتصاد يك ضرورت به نظر مي­رسيد. نبود آموزش­های تخصصی مبتني بر فرهنگ عمومی به مانعي براي توسعه اقتصادي، علمي و فني تبدیل شده بود. ارتباط اساسي میان توسعه اقتصادی و اجتماعی از يك سو و نظام آموزش و پرورش از سوي ديگر، كه براي يك دوره­ي طولانی به صورت نهفته وجود داشت، حالا به مرور زمان - به ویژه پس از ظهور دوره جديد صنعتي- آشكار مي­گرديد.

نبود ارتباط مناسب بین «مدرسه» و «زندگی» و در نتيجه واپسماندگی نسبی روش­های آموزشی و مطالب درسي در مقايسه با نیازهای عملی جهان معاصر، مشکل چندساله­اي است كه نظریه­های آموزشی و روش­هاي عملي آموزش با آن موجه هستند. با این حال، امروزه ما با یک پدیده­ي كاملاً جدید روبرو هستيم که با آنچه پيش از اين وجود داست متفاوت است. امروز، روش آموزش سنتی و ساختار آن هم به لحاظ كمي و هم از نظر كيفي، در تضاد كامل با نیازهای زيربنايي اقشار اجتماع (توسعه نیروی کار و آموزش) است. موضوعي كه سبب واپسماندگي در عرصه­ي رقابت­­هاي اجتماعی و اقتصادی شده است.

'بحران آموزشي جهان' در ابتدا تا حدودي باعث ایجاد  دغدغه­هایی شد و به اين نگراني­ها دامن زد كه تخصص­ها و آموزش­هاي حرفه­ای نه تنها قادر نخواهند بود تا اختلاف سطح آموزشي و تحصيلات موجود در سطح اجتماع را از ميان بردارند، بلكه نمي­توانند يك پاسخ منطقي و راه­حل مستدل نيز براي حل اين مشكل ارايه كنند.

آموزش و پرورش را نمی­توان مسئول اصلي این وضعیت باشد. بر اين اساس، سهم آموزگاران به عنوان بخشي از مجموعه آموزش و پرورش بسيار ناچيز خواهد بود. نظام­های نوين آموزشي، به ویژه در آغاز روند صنعتی شدن، و تا حدودي بعد از اين دوره، تخت فشار ناشي از نيازهاي اجتماعي و اقتصادي دارای رشد و جهش کم و بیش خوبي بوده­اند. بهترين دليل براي اثبات اين ادعا هم آن است كه كارشناسان آموزشي آن دوران نیازهای اجتماعی و كمبودهاي آموزشي زمان خود را با سرعتي قابل قبول تشخيص داده و با ابداع الگوهای نوین در زمينه­ي آموزش، برنامه­ریزی درسی و روش­هاي يادگيري، براي جبران اين كمبودها اقدام نمودند. تغيير و تحولاتي كه در دهه­هاي اخیر بوجود آمد نقطه­ي عطفي بود كه به ايجاد تحولات سریع و عمیق در ساختار سیاسی، اقتصادی و فنی جهان منجر شده است. آموزش و پرورش هیچ چاره­ای نداشت جز اينكه نظام آموزشي خود را به صورت آگاهانه، علمي و روش­مند گسترش دهد تا بتواند با این تحولات سازگار شود.

«بحران جهانی آموزش» در تمام نقاط جهان به يك صورت معين و يكسان اتفاق نيفتاد. به همين دليل، حل كردن آن هم به روشها، ابزارها و معيارهاي متفاوتي نياز دارد.

قبل از جنگ جهانی دوم، کشورهای پیشرفته سرمایه­داری، بی­سوادی را در ميان توده مردم از بين برده بودند و با توسعه آموزش عمومی و پايه­گذاري نظام­هاي آموزشی كارآمد، زمينه را براي تربيت متخصصان لازم نه تنها در امر توليد بلكه در امور مدیریتی، و نظارتی فراهم كرده بودند. با این حال، وضعیت اقتصادی و توسعه پرشتاب صنعت و به دنبال آنها بروز جنگ جهانی دوم، باعث افزایش چشمگیر تقاضا برای متخصصان علمی و كارشناسان فنی گرديد.[1] ظرفیت محدود نظام آموزشي در اين دوران، قادر نبود تا به اين تقاضاها پاسخ داده و نیاز جوامع به افراد آموزش­ديده و ماهر برآورده نمايد. به همین دلیل بود كه توسعه سریع امکانات آموزشی به عنوان يك اصل انكارناپذير مطرح شد و مورد توجه قرار گرفت. با توجه به وجود زیرساخت­های لازم براي محقق شدن اين خواسته، براي رسيدن به اين هدف هیچ مانع غیرقابل عبوري وجود نداشت. علاوه بر این، کشورهای پیشرفته سرمایه­داری، تعداد زیادی از کارشناسان کشورهای کمتر توسعه یافته را جذب كردند.

برای کشورهایی که هم­تراز با نظام­هاي سوسیالیستی در حال توسعه بودند، بحران آموزشي به صورت كمبود كاركنان ماهر و فني نمايان گرديد و پر واضح است كه راه حل اين بحران نيز ماهيتاً با آنچه در ديگر كشورها بايد اجرا مي­شد، كاملاً متفاوت بود. به جز یک یا دو استثنا (چکسلواکی و جمهوری دموکراتیک آلمان) اقتصاد این کشورها در ابتدای توسعه سوسیالیستی خود بر اقتصاد کشاورزی بنا نهاده شده بود و به لحاظ صنعتي همتزار با كشورهاي توسعه­نيافته بودند. به هر حال، به دلیل ساختار اقتصاد اين كشورها و یا در نتيجه ميزان استعداد، نبوغ و بالندگي آنها، بسیاری از كشورهاي مذكور فاصله خود را با 'کشورهای در حال توسعه' كمتر كرده و از ایالات متحده آمريكا يا کشورهای اروپای غربی دور­تر شدند. در چنين شرایطي، هدف اصلی از توسعه اقتصادی اين كشورها، برطرف كردن فقر، تنگدستي و بيكاري باقيمانده از قبل در كوتاهترين زمان ممكن و سپس سرعت بخشیدن به رشد اقتصادی و صنعتی و به طور کلی، مدرنیزه کردن تمام بخش­های اقتصادی، به ویژه بخش کشاورزی بود. نوسازی و مدرنيزه كردن اقتصاد، بيش از هر چيز ديگري به تعداد زیادی مهندس مجرب، كارشناس فني و کارگر ماهر در کوتاه­ترین زمان ممکن نياز دارد. به همین دلیل بود كه در كشورهاي سوسياليستي از همان ابتدا یکی از وظایف ضروری دستگاه­هاي برنامه­ریزی، تمركز بر آموزش و پرورش و به خصوص توسعه وسيع و گسترده­ي مراكز علمی و فنی بوده است.[2]در عین حال، بالا بردن سطح عمومی فرهنگ جامعه در اسرع وقت يك ضرورت انكارناپذير بود. در این کشورها تنها طبقات ثروتمند و متوسط كه وابسته به قدرت بودند، به نوعي داراي تحصيلات عاليه بوده و از يك فرهنگ مدرن برخوردار بودند.

مشکل 'جهان سوم'، به عنوان کشورهای در حال توسعه­ي مستقل كه زير سلطه استعمار نبودند، اساساً با 'بحران' آموزشی کشورهای صنعتي داراي نظام سرمایه­داری متفاوت بود. وضعیت کشورهای در حال توسعه، از چند جهت مشابه وضعیت اولیه کشورهای اروپایی که در حال حاضر نظام سوسیالیستی دارند، بود. ولي كشورهاي جهان سوم براي رسيدن به توسعه­يافتگي با مشكلات خيلي بیشتري رو به رو بودند. روشن است كه غلبه بر اين مشكلات نياز به زمان طولاني­تري دارد.

پرداختن به این مشکلات، موضوع مقالات و نوشته­هاي بسياري بوده است كه پيش از اين منتشر شده­اند. آنچه ما در اين مقاله به آن خواهيم پرداخت، ذکر برخی از صفات مشخصه كشورهاي در حال توسعه مي­باشد. از جمله­ي اين ويژگي­ها مي­توان به بی­سوادی فراگير جامعه؛ فقدان تقريباً كامل قشر روشنفکر ملی كه بتواند جهتگيري و سياست­گزاري جامعه در امور مهمي مانند سرمایه­گذاری، تولید و مدیریت تعيين نمايد؛ نبود دانش مورد نیاز برای نوسازی و مدرنيزه كردن تولید در بخش کشاورزی که براي تعداد بسياري از مردم جامعه كار ايجاد مي­كرد؛ و موارد مشابه اشاره نمود.

كمبود آموزگار و توسعه محدود نظام­های آموزشی مانع پيشرفت اين جوامع و پر شدن سریع شکاف عميقي بود كه بين فرهنگ عمومی مردم و فرهنگ قشر تحصيلكرده وجود داشت. به خصوص در آفریقا، و همچنین در بسیاری از مناطق آسیا، هم تعداد موسسات آموزشي بسيار كم بود و هم فعاليت­هاي آموزشي اين مؤسسات به طور تبعيض­آميزي بين بخش­هاي کشاورزی و فنی- صنعتي تقسيم شده بود، به گونه­اي بخش صنعت سهم خيلي بيشتري از اين آموزشها را به خود اختصاص مي­داد.

در اوایل و در طول دهه­ي 1950، این کشورها تلاش بسیار زیادي كردند تا در حوزه­ي آموزش عمومی به سطح مطلوبي دست يابند. توسعه و گسترش امكانات و ابزارهاي آموزس در تمام سطوح آموزش و پرورش و ديگر مراكز آموزشي اتفاق افتاد. نظام آموزشی که امروز در کشورهای پیشرفته صنعتی وجود دارد، طی یک دوره­ي 100 یا 150 سال ساخته شده است. با توجه به طرح­های آموزشي بلندپروازانه کشورهای در حال توسعه و كمك نهادهای بین المللی به اين كشورها، در يك دوره­ي بيست تا سي ساله، پيشرفت و توسعه­اي كاملاً مشابه یا حداقل بخش بزرگی از اين توسعه در كشورهاي جهان سوم به وقوع پيوست.[3]

در اين طرح توسعه و اقدامات مرتبط با آن، ویژگی­های خاص ملت هر کشور لحاظ شد، اما نكته­هاي مهمي كه در اين مقاله بدان­ها اشاره مي­شود، ویژگی­های کلی و بنيادي درستي است که اين برنامه در ماهيت خود داشته و سبب شده است كه پیشرفت مناسبي صورت گرفته و مي­تواند همچنان ادامه يابد. اين ويژگي­ها مي­تواند پايه و بنياني براي نظام آموزشي كشورهاي در حال توسعه باشد.

بر اساس تجربه­اي كه تا به امروز حاصل شده است، ما به شرح اقداماتي مي­پردازيم كه اجراي آنها اهمیت ویژه­ای داشته و بسيار سودمند:

·          جهت­گيري و توسعه نظام آموزشی و آموزش يكي از وظایف دولت بوده و سازمان­های دولتی نیز هماهنگی و نظارت بر فعالیت­های موسسات آموزشي وابسته به کلیساها و سایر نهادها را انجام ­دهند.

·          توسعه­ي آموزش بر اساس سياست كلان و برنامه­ي راهبردي آموزش انجام ­شود كه با ديگر سیاست­های اقتصادی و اجتماعی کشور هماهنگ است. بر این اساس، مقامات و مسئولان برای تنظیم و توسعه آموزش متناسب با نيازهاي اجتماعی و اقتصادی تلاش مي­كنند.

مهمترين و بنيادي­ترين ابزار برای اجرای سیاست­های آموزشی،  برنامه­ریزی است. ایده­ي يك استراتژي توسعه­اي نیاز به برنامه­ي زمانی مناسب دارد. به همين دليل است كه برنامه­ریزی آموزشی و برنامه­ریزی براي تأمين نیروی انسانی مورد نياز اين برنامه، بايد در يك دوره زمانی طولانی صورت گيرد. طول اين دوره، به طور معمول بين 15 تا 20 سال است.

بخش زیادی از منابع مالی لازم برای طرح توسعه آموزشي، از بودجه ملی تأمين مي­شود و به همين دليل ضروري است به گونه­اي به مصرف برسد كه از يك سو داراي بهره­وري و اثربخشي بالا بوده و از سوي ديگر از هدر رقتن آن جلوگيري شود.

کشورهای در حال توسعه برای تدوين و اجرای برنامه­های آموزشی خود، از نهادهای بین­­المللی، به ویژه یونسکو و سازمان بین المللی کار (ILO)، و نیز برخی از کشورهای داراي اقتصاد پيشرفته در چارچوب موافقتنامه­های دوجانبه كمك دريافت مي­كنند. اين کمک­ها نه تنها شامل منابع مادی مي­شود، بلکه شامل مشاوره در مورد مسائل فنی، همکاری در تهیه و اجرای طرح ها و آموزش معلمان و متخصصان نيز مي­گردد.

با وجود اشكالات و كاستي­هاي بسیاری که ممكن است در این روند توسعه­اي وجود داشته باشد (و ما در بخش­هاي بعد به آنها اشاره خواهيم كرد)، يك نكته روشن و شناخته­شده آن است كه چنين فرآيندي مي­تواند برنامه­اي عملی و قابل اجرا در بسیاری از کشورهای در حال توسعه باشد. بر اين اساس، کشورهای مستقل که در طول دو دهه گذشته پایه­های نظام آموزشی ملی خود را پي­ريزي و تقويت كرده­اند، شبکه ای از موسسات آموزشی ایجاد نموده، تشكيلات نظارتي در سطوح محلی و ملی تأسيس كرده، و در نهایت، تعداد زيادي كارشناس كه در سطح ملي قادر به هدایت تشكيلات اداری بودند را تربيت كردند.

ما نمی­خواهیم در اين مطالعه با تمرکز در کاستی­ها و بزگ­نمايي خطاهايي که ممکن است در طی این دوره رخ داده باشد، تايج حاصل از آن را به حداقل برسانيم. با اين حال، شناخت اين نارسائيها و يافتن راهي براي مبارزه با آنها، یکی از پیش شرط اصلی است تا اطمینان حاصل کنيم که آموزش و پرورش در آینده به طور کامل هماهنگ با توسعه اقتصادی و اجتماعی توسعه خواهد يافت. از این نقطه نظر، در ادامه به بررسي درس­هايی مي­پردازيم كه از اين مطالعه خواهيم گرفت:

تهيه­كنندگان برنامه­هاي آموزشي در ابتداي دوره اولیه استقلال، به نحو مبالغه­آميزي از امکانات کمی موجود برای توسعه آموزش سخن مي­گفتند كه البته در مواردي اين مبالغه تا حدودي ضروري مي­نمود. در نتیجه همين مبالغه­آميزي بود كه پروژه­هاي آموزشي نيز مانند ديگر پروژه­هاي اقتصادی و اجتماعی كه بر اساس ارزيابي­هاي واقع­بينانه تعريف نمي­شوند، مطابق با برنامه پيش نرفته و سطح آموزش و پرورش در بسیاري از موارد پایین­تر از آنچه طراحي شده بود، باقي مانده است. در نتيجه، نظام كنوني آموزش و پروش نه تنها پاسخي به برخي نیازهای حال حاضر جامعه نمي­دهد، بلكه در آينده براي نیاز­هاي روزافزوني كه به سرعت در حال افزایش هستند، نيز راه­حلي ارايه نخواهد كرد.

پایه های نظام آموزشی از دوره استعمار به ارث رسيده بودند و مشخصه­ي آنها عقب­ماندگی آنها بود. توسعه بلند مدت به اندازه کافی این ساختار ناعادلانه و منسوخ  را اصلاح نكرد. این موضوع یکی از دلایل اصلی برای این واقعیت است که بخش علوم انساني آموزش و پرورش هنوز هم بخش غالب است. بخش­هاي علمی و فنی آموزش و پرورش خيلي عقب مانده­اند و تا رسيدن به موقعيتي كه بتوانند نيازهاي جامعه را برآورده سازند، راه زيادي را پيش رو دارند.

در آموزش عالی و متوسطه، نیاز مبرم به عدالت اجتماعی و همين­طور انتخاب نيروي انساني جوان و توانمند برای پشتیبانی و اجراي برنامه­هاي توسعه به قدر كافي مورد توجه قرار نگرفت. اين واقعيت كه بين دانش­آموزان (و يا به نحو بارزتري بين خانواده­هاي آنها) چه از نظر درآمد و چه از لحاظ رفاه تبعيض وجود داشت و امكانات مادي و نيز بورسيه­هاي آموزشي به نحو عادلانه­اي توزيع نمي­شد، تنش­های جدي اجتماعی در این کشورها بوجود آورد. به همین دلیل حضور در مدرسه و مراكز آموزشي موجب پیشرفت همه­ي اقشار اجتماعی و لایه­های بسیار گسترده جمعیتي نمي­شد و در نتيجه نمي­توانست زمينه­ساز توسعه فرهنگي فرزندان دهقانان و کارگران باشد.

سطح آموزشي مراكز تربیت معلم پايين است و آموزش ضمن خدمت به طور خاص ناكافی بوده و در برخی از کشورها به طور كامل وجود ندارد. بنابراین برخی از معلمان، به ویژه کسانی که در مقطع ابتدایی تدريس مي­كنند، از حداقل توان و دانش لازم براي آمزش برخوردار نيستند. در نتیجه، چنين نظام آموزشی مبتنی بر پایه­های لرزاني خواهد بود كه ناپايداري و غيرقابل اعتماد بودن آن را بيشتر از ميزان متعارف خواهد كرد.

در مقایسه با آموزش و پرورش و آموزش­هاي تخصصی ويژه­ي جوانان، آموزش بزرگسالان در درجه­ي دوم اهميت قرار مي­گيرند. در این کشورها ،  هدف از «آموزش و پرورش مادام العمر برای بزرگسالان» و نقشي كه این نوع آموزش در اين جوامع دارد، مشخص نیست زيرا اين روش­ها هنوز در مراحل ابتدایی خود هستند.

در نهایت ، صرف نظر از اشتباهات و کاستی­هاي موجود و يا بالاتر از آنها پيامدهاي حاصل از این نارسائي­ها، به اين نكته بايد اشاره نمود كه کمک­های نهادهای بین المللی و مهمتر از همه كمك­هايي كه توسط كشورهاي ثروتمند داده مي­شود هنوز هم بسيار از نیازهای جهان سوم است. كمك­ها و سرما­يه­هاي هزينه شده براي توسعه سیستم آموزش و پرورش و آموزش در این کشورها بسيار ناچيز خواهند بود،  به ویژه اگر آنها را با ثروت و سودي كه كشورهاي استعمارگر در طول قرن گذشته از قبل اين كشورها بدست آوردند، مقايسه كنيم. بد نيست اضافه كنيم که حتی امروز كشورهاي قدرتمند سرمایه­داری، سهم زيادي از سود  و درآمد خود را با استفاده از روش های جدید (در قالب تجارت، شركت­هاي چند مليتي و مانند آنها) از کشورهای در حال توسعه بدست مي­آورند.

در این جا بد نيست به يك نكته­ي جالب هم اشاره شود: ده­ها هزار نفر از جوانان جهان سوم در دانشگاه­ها و دیگر موسسات آموزش عالي کشورهای پیشرفته سرمایه­داری مشغول به تحصيل هستند، اما در حقيقت این موضوع را نبايد كمك كشورهاي پيشرفته به كشورهاي در حال توسعه فرض كرد؛ بلكه برعكس نتيجه اين كار كمكي است كه كشورهاي كمتر توسعه يافته در قالب پديده­ي 'فرار مغزها' به كشورهاي تراز اول مي­كنند.

مواردي كه در بالا به آنها اشاره شد، در همه كشورها اثرات مشابه­اي نداشته­اند. بويژه نبايد اثر هيچ يك از اين عوامل را به طور مستقل در نظر گرفت بلكه تنها بايد آنها را با هم و با روابط متقابل بين­شان بررسي نمود.

 

 

ترجمه:

آموزش و برنامه­ریزی آموزشي در کشورهای در حال توسعه

نويسنده: Janos Timar استاد دانشگاه اقتصاد بوداپست

 

استاد :دکتر علیرضا عصاره

 

 

گرد آورنده:تیمور بازوندی دانشجوی ارشد برنامه ریزی



[1]- این امر به وضوح از مباحثي كه در اولین كنفرانس بزرگ بین المللی کشورهای پیشرفته سرمایه­داری مطرح گرديد قابل درك است. رجوع كنيد به:  Forecasting Manpower Needs for the Age of Science, OECD, 1959.

[2] - براي نمونه مراجع زير را ببينيد:

 Komarov, Ekonomiceskije osnovy Podgtovki Specialistov dlja Narodnogo Hozjajstva, Moskva, 1959.

János Timár, ‘Inter-relation between Manpower Needs and Planning the Development of the Educational System’, Periodica Polytechnica, Vol. 7, No. 1, 1963, Polytechnical Univ. Budapest.

[3]- رجوع كنيد به:

Conference of African States on the Development of Education in Africa, Paris, Unesco, 1964, 323 p.; Report of Meeting of Ministers of Education of Asian Member States Participating in the Karachi Plan, Tokyo, 1962, 88 p.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390ساعت 9:23  توسط تیمور بازوندی |